تبلیغات
قرآنی - ارزشهاى قرآنى
تاریخ : دوشنبه 14 شهریور 1390 | 10:45 قبل از ظهر | نویسنده : موسی منصوری

ارزشهاى قرآنى

آیت اللّه محمد هادى معرفت


ارزشهایى كه قرآن , مبناى تعالیم خود قرار داده است , عبارتند از:
1ـ فطرت سلیم (نهاد پاك انسانى )
2ـ عقل رشید (خرد و اندیشه تابناك )
3ـ علم تكامل یافته (دانش پیشرفته )
قرآن , تمامى تعالیم عالیه خود را بر این سه استوار كرده است .
از فطرت دم مى زند وتعالیم خود را با فطرت پاك انسانى , دمساز و همساز مى داند, فطره اللّه التى فطرالناس علیها.
خـرد تـابناك انسان را شاهد مى گیرد, او را به قضاوت مى خواند و راه اندیشه و تعقل را به انسانها گوشزد مى كند, فمالكم كیف تحكمون .
بـعلاوه , براى علم و عالمان ارزش فراوان قائل است .
دعوت خود را به آنان متوجه مى كند و آنان را یگانه پاسخ دهنده مثبت قرآن , به شمار مى آورد, زیرا تمامى تعالیم و دستورات خود را كه با حكمت آمـیـخـته است , صرفا براى دانشمندان قابل پذیرش مى داند, و ما یعقلها الاالعالمون .
عالمان نیز, متقابلا قرآن را ارج نهاده , پیوسته آن را مورد عنایت خود قرار داده است و همسوى فطرت و عقل , از آن بهره هاى كافى برده اند و مى برند.
اینك نمونه هایى در این زمینه : 1ـ فطرت اساس دین است : در سوره روم آیه 30 چنین مى خوانیم : فـاقم و جهك للدین حنیفا فطره اللّه التى فطرالناس علیها لا تبدیل لخلق اللّه ذلك الدین القیم و لكن اكثر الناس لا یعلمون .
(بـا تـمـام وجود, خود را آماده پذیرش دین و آیینى كن كه كاملا پاك و منزه از آلودگیهاو پیرایه هـاسـت و برخواسته از فطرت پاك انسانهاست كه خداوند آنان را بر چنان فطرتى آفریده و هرگز بـرآنچه خدا آفریده تغییر و تبدیلى نیست ), كنایه از آن كه هرگونه تحریف و تبدیل در آیین الهى , برخلاف فطرت عمل كردن است .
این است دین استوار الهى , گرچه بیشتر مردمان آن ناآگاهند.
امام ششم , جعفر بن محمد صادق ـ علیه السلام ـ پیرامون آیه مى فرماید: فطرت الهى همانا توحید است .
امـام پنجم , محمد بن على باقر ـ علیه السلام ـ مى فرماید: شریعتى كه نوح آورد برآن بود كه خدا را به یگانگى و اخلاص پرستش كنند, و از هرگونه شرك دورى گزینند, و این همان فطرتى است كه خداوند مردم رابر آن آفریده .
هـمـچنین مى فرماید: خداوند مردمان را بر شناخت پروردگار خویش آفریده است واگر چنین نـبـود, هـیـچ كـس نمى دانست كه پروردگارش و روزى دهنده اش كیست .
حدیث معروف كل مـولـود یولد على الفطره نیز در همین زمینه وارد شده است .
امام باقر(ع ) مى فرماید: یعنى على المعرفة بان اللّه خالقه .
اصـل حدیث از پیغمبر اكرم ـ صلى اللّه علیه و آله و سلم ـ وارد شده است یعنى :هركس كه زاییده مى شود, بر فطرت پاك زاییده مى شود, كه همان شناخت خدا به پاكى است .
علامه طباطبایى در این زمینه تحقیقى متین و فراگیر دارد ((1)).
2ـ حاكمیت عقل در پذیرش حق : قـرآن پـیـوسته عقل را حكم قرار داده , مردم را به پیروى از خرد, رهنمون مى سازد وبه اندیشه و تفكر ترغیب مى كند.
جـمـلـه افلا تعقلون (چرا نمى اندیشید) مكررا در قرآن آمده است و همچنین جمله هاى لعلكم تـعـقـلـون (باشد كه بیندیشید), لقوم یعقلون (براى مردمى كه بیندیشد), و ان كنتم تعقلون (اگر بیندیشید).
قـرآن پـیـوسته عقل را حكم قرار داده , مردم را به پیروى از خرد,رهنمون مى سازد و به اندیشه و
تفكر ترغیب مى كند در سوره حج , ایه 46 آمده است : افلم یسیروا فى الارض فتكون لهم قلوب یعقلون بها.
(چرا در پهناى زمین به حركت در نمى آیند تا داراى عقل و اندیشه گردند.
) همچنین در سوره ق ایه 50 آمده است : ان فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب او القى السمع و هو شهید.
(در این بیانات , یادآورى است براى كسانى كه داراى تعقل باشند یا گوش و هوش خود را فرا داده , حـضور به هم رسانیده باشند) یعنى خود را براى پذیرش مطالب آماده درست كرده باشند و حاضر مجلس بوده باشند.
حضرت امام على ـ علیه السلام ـ در زمینه انگیزه بعثت انبیا چنین مى گوید: و واتر الیهم انبیاه لیستادوهم میثاق فطرته , و یذكروهم منسى نعمته , و یحتجواعلیهم بالتبلیغ , و یثیروا لم دفائن العقول ...
((2)).
(پیامبران را پیاپى بر مردم فرستاد تا پیمان فطرت را از آنان دریافت كند و نعمتهاى فراموش شده را یادآور شود و بر آنان حجت را تمام كند كه آنچه باید به آنان گوشزدكند, كرده باشد و نیز آنچه را كه در نهان خردشان نهفته است , برانگیزد و برملاسازد).
لـذا امام صادق ـ علیه السلام ـ عقل را حجت خدا, بلكه یك حجت اصیل و پیامبردرونى انسانها به شمار مى آورد كه پیامبران به یارى آن شتافته اند.
بـه هـشـام بـن الحكم (یكى از دانشمندان و از اصحاب وى ) مى فرماید: یا هشام ان للّه على الناس حـجـتـیـن : حـجـة ظـاهـره و حـجـة بـاطنة , فاما الظاهره فالرسل والانبیا والائمة ,و اما الباطنة فالعقول ((3)).
(بـراى خـداونـد بر مردم دو حجت است , یكى برونى و دیگرى درونى , برونى انبیا وپیشوایان دین مى باشند و درونى خرد انسانها است ).
قـرآن كـسانى كه در حجاب ظلمت قرار گرفته و از تعقل و اندیشه دور شده اند راشدیدا نكوهش مى كند: افلا یتدبرون القرآن ام على قلوب اقفالها.
(آیا در قرآن نمى اندیشند یا آن كه بر دلهاى آنان قفلهاى غفلت زده شده است آمحمد / 24) جایى دیگر مى گوید: فانها لا تعمى الابصار و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور (هـمـانا كورى و نابینایى نه آن است كه در چشمهایش فراآید بلكه كورى و نابینایى آن است كه بر دلهاى در سینه نهفته آنان فرو آمده است ـ حج / 26).
بـالاخـره , قـرآن در تشخیص حق از باطل و شناخت راه راست از راههاى انحرافى ,عقل انسانى را حكم قرار داده است تا وى چگونه بیندیشد: افمن یهدى الى الحق احق ان یتبع ام من لا یهدى الا ان یهدى فمالكم كیف تحكمون (آیـا آن كـس كه به حق رهنمون است , به پیروى سزاوارتر است یا آن كه خود راه به جایى نمى برد, مگر آن كه او را راه نمایند.
شما را چه مى شود.
چگونه قضاوت مى كنید.
ـ یونس /35), یعنى اندیشه و خرد خود را به كار گیرد.
نـیز مى فرماید: خداوند, موقعى كه عقل را آفرید, آن را مورد آزمایش قرار داد ودستور فرمود: برو, رفـت .
بـیا, آمد.
آنگاه فرمود: قسم به عزت و جلال خویش , هیچ خلقى را بهتر و مورد پسندتر از تو نیافریده ام .
هركس بیشتر مورد عنایت ما باشد,كامل ترین عقلها را به او مرحمت مى كنیم .
آن گاه خطاب به عقل فرمود: اما انى ایاك آمر, و ایاك انهى , و ایاك اعاقب , و ایاك اثیب (مر تو را مورد تكلیف ,امر و نهى , و عقاب و ثواب , قرار مى دهم ) از همین جاست كه مساله حسن و قبح عقلى نشات مى گیرد ((4)).
3ـ ارزش علم در بینش دینى : قرآن , در بینش دینى یگانه ارزش را از آن دانشمندان مى داند و بس , و تلك الامثال نضربها للناس , و مـا یـعـقـلـهـا الا الـعالمون (مثلهاى پندآموز را كه براى مردم مى آوریم ,جز دانایان آن را درك نمى كنند ـ عنكبوت / 430).
یعنى : دانشمندانند كه به حقیقت و هدف آن پى مى برند و صرفا به ظاهر مثال بسنده نمى كنند.
امام صادق ـ علیه السلام ـ پیرامون آیه مى فرماید: عقل و علم به هم پیوسته اند ((5)).
در جاى دیگر, راسخین در علم را شایسته پى بردن به راز درونى قرآن مى داند, و مایعلم تاویله الا للّه والراسخون فى العلم , (راسخین در علم , كسانى هستند كه سابقه علمى آنان روشن است و پیوسته درپژوهشهاى علمى خویش استوار مى باشند ـ ال عمران / 7).
لذا در سوره نسا آیه 162 مى گوید: لكن الراسخون فى العلم والمومنون یومنون بما انزل الیك , (كـسـانى كه بر دانش خود استوار هستند و نیز مومنان راستین , به آنچه بر تو نازل گردیده است ایمان مى آورند).
و یرى الذین اوتوا العلم الذى انزل الیك من ربك هوالحق (دارندگان علم , بینش آن را دارند كه تشخیص دهند آنچه برتو فرو فرستاده شده حق است ـ سبا/ 6).
راسـخین در علم , كسانى هستند كه سابقه علمى آنان روشن است وپیوسته در پژوهشهاى علمى خویش استوار مى باشند در سوره فاطر آیه 35 در وصف دانشمندان چنین مى خوانیم : انما یخشى اللّه من عباده العلما (تنها دانایانند كه از خدا پروا دارند), زیرا به راز هستى پى برده اند و مبدا و معاد راباور دارند.
قرآن , از این روى , بالاترین و والاترین مقام را براى دانش و دانشمندان قائل مى باشد: یـرفـع اللّه الـذیـن آمـنـوا منكم والذین اوتوا العلم درجات , (مومنان راستین , وپویندگان علم , پیوسته , نزد پروردگار, بر درجات آنان افزوده مى شود ـ مجادله /11).
چنین است كه قرآن , دانشمندان را در ردیف فرشتگان مقرب , از شهادت دهندگان به توحید ذات جـلال و جـمال گرفته است : شهد اللّه انه لا اله الا هو والملائكه واولوا العلم ...
(ال عمران / 18).
زهى شرف والا.




طبقه بندی: ارزشهاى قرآنى،