تبلیغات
قرآنی - تاویل در قرآن
تاریخ : سه شنبه 15 شهریور 1390 | 10:51 قبل از ظهر | نویسنده : موسی منصوری

تاویل (معیار و شاخصه تاویل صحیح )

فرق میان تفسیر و تاویل و ظهر و بطن قرآن

آیت اللّه محمد هادى معرفت

تاویل , از ریشه اول به معناى رجوع (بازگشت ) گرفته شده .
تفسیر, از ماده فسر به معناى كشف (بازگشایى ) اخذ گردیده .
در تعریف تاویل گفته اند: التاویل : ارجاع اللفظ الى المراد منه بعد ان لم یكن ظاهرا فیه (بـازگـشـت دادن لـفظ است به آنچه مراد اصلى متكلم بوده , پس از آنكه خودلفظ بر آن دلالتى نداشته .
) لـذا در مورد تاویل , لفظ ذاتا و بر حسب ظاهر هیچ گونه دلالتى بر آن ندارد,جز آنكه تاویل كننده , طبق معیارهاى مشخص , دلالت لفظ را بر آن هدایت كند و دلایل آن را روشن سازد.
و در تعریف تفسیر گفته اند: التفسیر: كشف القناع عن وجه اللفظ المشكل (گشودن پوشش از روى الفاظ مشكل است ). مـقصود از اشكال : ابهام و پوششى است كه روى لفظ را فراگرفته , مانع گردیده تا معنى از پس لفظ جلوه كند.
بـنابراین , تفسیر در موردى است كه هاله اى از ابهام , لفظ را فراگرفته , مانع ازدلالت مستقیم آن , بـر معنى گردیده است .
و تفسیركننده , با وسایل و ابزارى كه در اختیار دارد, ابهام را از روى لفظ مى زداید و معناى مقصود را جلوه گرمى سازد.
فرق میان تفسیر و تاویل , همان فرق میان ظهر و بطن است .
ظهر, دلالت برونى قرآن است .
و بطن , دلالت درونى آن .
در حدیث از پیغمبر اكرم (ص ) آمده : ما فى القرآن آیه الا ولها ظهر وبطن (در قرآن آیه اى نیست مگر آنكه ظهر و بطنى دارد.
) از امام محمدباقر (ع ) پرسیدند, مقصود چیست .
فرمود: ظهره : تنزیله .
و بطنه : تاویله .
منه ما مضى ومنه ما لم یكن بعد, یجرى كماتجرى الشمس والقمر... كلما جا منه شى وقع ((1))

.
(ظهر قرآن , همان دلالت برونى و ظاهرى قرآن است كه مورد نزول آن رامشخص مى كند.
و بطن قـرآن , دلالـت درونـى قـرآن بـا ارجاع دادن و تطبیق آن بر موارد مشابه , چه گذشته و چه آینده روشـن مـى گردد.
قرآن پیوسته , مانندجریان آب و ماه جریان دارد و همه وقت قابل تطبیق است كه آن را تاویل گویند.
) تاویل در دو مورد به كار مى رود: 1 - در مورد متشابهات قرآن , چنانچه در آیه 7 سوره آل عمران آمده : هـو الـذى انـزل عـلـیك الكتاب منه آیات محكمات هن ام الكتاب واخرمتشابهات .
فاما الذین فى قـلـوبـهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغا الفتنه وابتغاتاویله .
وما یعلم تاویل الا اللّه والراسخون فى العلم یقولون آمنا به كل من عندربنا.
وما یذكر الا اولواالالباب .
او قـرآن را بـر تـو فـرو فـرسـتاد, برخى از آن , آیه هاى استوارى هستند (كه موجب تردید و شبهه نمى گردند) و همانها مایه و اصل كتاب (قرآن ) راتشكیل مى دهند, برخى دیگر متشابه (كه موجب تـردیـد و شـبـهـه مـى شـونـد)كـسـانـى كه در دل آنان كجى و انحراف وجود دارد, در پى آیات مـتـشـابه مى روند, تا آشوب برانگیخته , بتوانند آن را طبق خواسته خود تاویل برند.
درصورتى كه تاویل آن را جز خدا و پویندگان علم و دانش نمى دانند.
زیرامى دانند تمامى آیات محكم و متشابه از جانب پروردگار است كه حكمت اواقتضا دارد, تمامى آیات , داراى معناى استوارى باشد و به آن پى مى برند.
تـاویل (در اینجا) به معناى , ارجاع متشابه , به یكى از معانى مورد احتمال است كه مقصود حقیقى متكلم بوده .
و سعى بر آن است كه شبهه و تردید رااز آیه بردارد تا مقصود اصلى را روشن سازد.
2 - در مـورد بطن و دلالت درونى قرآن كه نسبت به تمامى آیات قرآنى فراگیر است .
آنطور كه در حـدیـث پیغمبر اكرم (ص ) گذشت , ما فى القرآن آیه الا ولها ظهر و بطن با توضیحى كه امام باقر (ع ) فرمودند: بطنه : تاویل .
پس تمامى آیات داراى بطن و تاویل است .
و اینگونه تاویل را (كه پى بردن به معناى درونى و گسترده قرآن است ) نیزمخصوص راسخین در علم كه پویندگان در راه دانش و جویندگان حقیقتند,مى داند.
در ذیل حدیث فوق آمده : وما یعلم تاویله الا اللّه والراسخون فى العلم آنگاه فرمودند: نحن نعلمه ((2))

.
ما (خاندان نبوت ) كه تاویل قرآن را مى دانیم .
زیرا سرآمد راسخین در علم مى باشند.
معیار و شاخصه تاویل صحیح , در آن است كه از اقسام دلالات معتبره فراترنرود و چیزى نباشد كه خود درآوردى محسوب گردد و در زمره تفسیر به راى درآید.
تـاویـل , از اقـسـام دلالات التزامى منطقى است كه به : بین و غیربین , بین بالمعنى الاخص و بین بالمعنى الاعم تقسیم مى شود.
منتهى , تاویل ازدلالات التزامیه غیربین است .
#بین بالمعنى الاخص : آن است كه با تصور ملزوم , تصور لازم حاصل آید.
همچون تصور خورشید, كه تصور روشنى و حرارت را در پى دارد.
#غـیـربـیـن بالمعنى الاخص : آن است كه این چنین نباشد, یعنى به صرف تصور ملزوم , تصور لازم حاصل نگردد.
و این شامل مى شود دلالت غیربین بالمعنى الاعم را.
#بین بالمعنى الاعم : آن است كه با تصور ملزوم و تصور لازم , جزم به لزوم حاصل آید, مانند زوجیت و عـدد اربـعـه .
كـه هرگاه عدد اربعه تصور شود واینكه به دو قسم متساوى منقسم گردد.
جزم حاصل شود كه اربعه زوج است .
#غـیـربـین بالمعنى الاعم : آن است كه این چنین نباشد و به استدلال نیازداشته باشد, مانند وصف حدوث براى عالم .
در نـتـیـجـه , در تاویل (كه همان معانى باطنه قرآن است ) شرط است كه ازاقسام دلالات لفظیه بـیـرون نـباشد, گرچه غیربین باشد.
و به همین جهت آن رابطن گویند.
یعنى دلالت بر آن بر همگان مخفى است و مقصود از همگان ,سطح عمومى است .
از ایـن رو بـیشتر تاویلات قرآنى , به برداشتهاى كلى از موارد جزئى مى ماند كه با الغا خصوصیات , مـفـهـوم كـلـى بدست آید و اینگونه برداشتها, بیشتر از دیدعامه پنهان است , كه خاصه به آن پى مى برند.
اینك چند مثال : 1 .
واعملو انما غنمتم من شیى فان للّه خمسه وللرسول ولذى القربى ...(انفال / 8 / 41) این آیه درباره خمس غنایم جنگى آمده و دستاوردهاى جنگ را هدف گرفته .
ولى امام صادق (ع ) از لفظ غنم معناى گسترده ترى استفاده كرده كه شامل هرگونه ربح و دستاوردهاى مختلف , از جمله كسب و تجارت ,مى گردد.
2 .
قل ارایتم ان اصبح ماوكم غورا فمن یاتیكم بما معین (ملك / 67 /30) ظاهر آیه , در مورد آب كه مایه حیات است , مى باشد.
ولـى باطن آیه , معناى گسترده ترى است و مراد, آنچه مایه مطلق حیات مادى و معنوى است كه شـامـل عـلم نیز مى گردد, مى باشد.
چنانچه در تفسیر اهل بیت وارد شده .
البته استعمال آب در علم , متعارف مى باشد, زیرا هر دو مایه حیات انسانى است .
مـلاحـظـه مى گردد كه استفاده این معناى تاویلى , از چهارچوب دلالت لفظى (غیربین ) بیرون نیست .
3 .
فلینظر الانسان الى طعامه ... ظهر آیه : غذاى جسمانى را ناظر است .
بـطـن آیـه : غذاى روحانى را هدف دارد, چنانچه امام صادق (ع ) فرموده :فلینظر الى علمه , عمن یاخذه ((3))

.
4 .
وان المساجد للّه فلا تدعوا مع اللّه احدا... (جن / 72 / 18) ظهر آیه : مساجد (معابد) جایگاه عبادت پروردگار است , در حریم الهى كسى را جز او راه مده .
بطن آیه : هرآنچه با آن , عبادت مى شود و سجده حق تعالى صورت مى گیرد(اعم از ما یسجد فیه او مـا یـسجد به ) در حریم الهى قرار دارد.
لذا راحه الكف كه یكى از مواضع هفتگانه سجود است , نباید بریده شود.
5 .
اننى انا اللّه لا اله الا انا فاعبدنى واقم الصلاه لذكرى .
(طه / 20 / 14) ظهر آیه : نماز را بپا دار به جهت تداوم یاد خدا.
بطن آیه : هرگاه نمازى را كه فوت شده یادآورى , آن را به جا آور ((4))

.
اكـنـون روشن شد كه تاویل (بطن قرآن ) با ارائه اى كه از جانب تاویلگر انجام میشود, تناسب آن با ظهر آیه قابل قبول است .
اینك برخى تاویلات نامتناسب : 1 .
مـحـیى الدین ابن عربى در تاویل آیه واذ قتلتم نفسا فاداراتم فیها واللّه مخرج ما كنتم تكتمون .
فقلنا اضربوه ببعضها كذلك یحى اللّه الموتى .
(بقره /2 / 72-73) گوید: اشاره الى بیان سبب الامر بذبح البقره .
وهو انه كان شیخ موسر من بنى اسرائیل وله ابن شاب فـقـتـله ابنا عمه طمعا فى میراث ابیه وطرحوه بین اسباط بنى اسرائیل على الطریق فتدافعوا فى قتله , فورد الامر بذبح البقره وضربه ببعضها لیحیى فیخبر بالقاتل .
فـالـشـاب , هـو الـقلب الذى هو ابن الروح , الموسر باموال المعارف والحكم .
وقتله , منعه عن حیاته الحقیقیه وازاله العشق الحقیقى الذى هو حیاته , عنه باستیلا قوتى الشهوه والغضب اللذین هما ابنا عـم النفس الحیوانیه .
اذا الروح والنفس اخوان باعتبار فیضانهما وولادتهما من اب هو العقل الفعال المسمى روح القدس .
قـتـلاوه طـمـعـا فى استعمال المعانى العقلیه والحكم التى هى میراث ابیه فى تحصیل مطالبهما وكمالاتهما ولذاتهما بانواع الحیل والمكر وصناعه الفكر.
وطـرحـاه عـلى طرق القوى الروحانیه والطبیعیه بین محالها وتدافعهم فى قتله ,هو احاله كل قوه منها الفساد والاثم الى الاخرى .
وضرب الذنب اشاره الى اماته النفس وتبقیه اضعف قواها ((5))

.
و در تـفـسـیـر سـوره واقـعه / 56 / 57: نحن خلقناكم ... گوید: باظهاركم بوجودنا وظهورنا فى صوركم ((6))

.
و در تفسیر سوره مزمل / 73 / 8 : واذكر اسم ربك وتبتل الیه تبتیلا.
گوید:واذكر اسم ربك الذى هو انت ((7))

.
2 .
قشیرى در تفسیر لطائف الاشارات در ذیل آیه (صید در حال احرام ): یا ایها الذین امنوا لا تقتلوا الصید وانتم حرم .
(مائده / 5 / 95) گوید: من قصدنا فعلیه نبذ الاطماع جمله ولا ینبغى ان تكون له مطالبه بحال من الاحوال .
احل لكم صید البحر وطعامه متاعا لكم وللسیاره وحرم علیكم صید البرمادمتم حرما.
(مائده / 5 / 96) حكم البحر خلاف حكم البر.
واذا غرق العبد فى بحار الحقائق سقط حكمه ,فصید البحر مباح له لانه اذا غرق صار محوا.
فما الیه لیس به ولا منه اذ هومحو واللّه غالب على امره .
واعملو ان اللّه شدید العقاب وان اللّه غفور رحیم .
(مائده / 5 / 98) شـدیـد العقاب للخواص بتعجیل الحجاب ان زاغوا عن الشهود لحظه .
غفوررحیم للعوام ان رجعوا الیه بتوبه وحسره ((8))

.
و قال فى تاویل بسم اللّه .
: وقـوم عـنـد ذكر هذه الایه یتذكرون من البا بره باولیائه .
ومن السین سره مع اصفیائه , ومن المیم منته على اهل ولایته , فیعلمون انهم ببره عرفوا سره , وبمنه علیهم حفظوا امره , و به سبحانه عرفوا قدره .
وقـوم عـند سماع بسم اللّه تذكروا بالبا برائه اللّه من كل سو, وبالسین سلامته عن كل عیب وبالمیم مجده بعز وصفه .
واخرون یذكرون عند البا بهائه , و عند السین سناه , وعند المیم ملكه ((9))

.
3 .
ابوالفضل رشیدالدین میبدى , در تفسیر كشف الاسرار در تاویل بسم اللّه آورده : الـبـا بـها اللّه .
والسین سنااللّه والمیم ملك اللّه .
از روى اشارت بر مذاق خداوندان معرفت با بسم اللّه اشـارت دارد بـه بـهـا احـدیـت .
سـیـن به سناصمدیت .
میم به ملك الهیت .
بها او قیمومى .
سنا او دیـمـومى .
ملك اوسرمدى .
بها او قدیم .
سنا او كریم .
ملك او عظیم .
بها او با جلال .
سنا او باجمال .
ملك او بى زوال .
بها او دلربا.
سنا او مهرافزا و ملك او بى فنا.
اى پیش رو از هر چه به خوبى است جلالت ----- اى دور شده آفت نقصان زكمالت زهره به نشاط آید چون یافت سماعت ----- خورشید به رشك آید چون دید جمالت البا بره باولیائه .
والسین سره مع اصفیائه .
والمیم منه على اهل ولائه .
با بر اوبر بندگان او.
سین سر او بـا دوستان او.
میم منت او بر مشتاقان او.
اگر نه بر اوبودى رهى را چه جاى تعبیه سر او بودى , ورنـه مـنت او بودى رهى را چه جاى وصل او بودى .
رهى را بر درگاه جلال چه محل بودى .
ورنه مهر ازل بودى رهى آشنا لم یزل چه بودى .
آب و گل را زهره مهر تو كى بودى اگر ----- هم به لطف خود نكردى درازل شان اختیار مهر ذات توست الهى دوستان را اعتقاد ----- یاد وصف توست یا رب غم كنان را غمگسار ما طابت الدنیا الا باسمه وما طابت العقبى الا بعفوه وما طابت الجنه لابرویته .
در دنیا اگر نه پیغام و نام اللّه بودى رهى را چه جاى منزل بودى .
درعقبى اگر نه عفو و كرمش بودى كار رهى مشكل بودى .
در بهشت اگر نه دیدار دل افروز بودى شادى درویش چه بودى .
یـكـى از پـیـران طـریقت گفت : الهى به نشان تو بینندگانیم .
به شناخت توزندگانیم .
به نام تو آبادانیم .
به یاد تو شادانیم .
به یافت تو نازانیم .
مست مهر ازجام تو ماییم .
صید عشق در دام تو ماییم .
زنجیر معتبر تو دام دل ما است ----- عنبر زنسیم تو غلام دل ما است در عشق تو چون خطبه به نام دل ما است ----- گویى كه همه جهان به كام دل ما است بسم اللّه گفته اند: كه اسم از سمت گرفته اند و سمت داغ است .
یعنى گوینده بسم اللّه دارنده آن رقم و نشان كرده آن داغ است .
بنده خاص ملك باش كه با داغ ملك ----- روزها ایمنى از شحنه و شبهازعسس هر كه او نام كسى یافت از این درگه یافت ----- اى برادر كس او باش ومیندیش زكس على بن موسى الرضا (ع ) گفت : اذا قال العبد بسم اللّه فمعناه : وسمت نفسى بسمه ربى .
خداوندا داغ تو دارم و بدان شادم , اما از بود خود به فریادم .
كریما بود من ازپیش من برگیر كه بود تو راست كرد همه كارم ((10))




طبقه بندی: تاویل در قرآن،