تبلیغات
قرآنی - توقیف یا اجتهاد در ترتیب سوره‌ها
تاریخ : پنجشنبه 17 شهریور 1390 | 09:14 قبل از ظهر | نویسنده : موسی منصوری

توقیف یا اجتهاد در ترتیب سوره‌ها

مؤلف : عبدالهادی فقهی زاده

قرآنی كه اكنون در دست ماست از سوره « فاتحه » آغاز و به « ناس » ختم می‌شود. آنچه مورد اتفاق همگان است،‌جمع‌اوری سوره‌های قرآن بر ترتیبی غیر از ترتیب نزول آنهاست [1] .اكثر سوره‌های ابتدای قرآن، مدنی‌اند و سور مكی در تنظیم، مؤخر افتاده‌اند. بر همین اساس كوششهای مختلفی در جهت زمان‌بندی قرآن عرضه شده است كه از جمله آنها كار « نولد كه » مستشرق آلمانی است. [2]

جدای از این، از دیر باز این سؤال در بین محققان علوم قرآنی مطرح بوده است كه : آیا ترتیب حاضر را رسول اكرم (ص) معین كرده است، به طوریكه تخلف از آن جایز نیست؟ یا اصحاب خود به چنان چینشی دست زده و نهایتاً بر آن اتفاق كرده‌اند؟ به اصطلاح آیا این ترتیب، توقیفی است یا اجتهادی ؟

در این خصوص سه عقیده كلی وجود دارد:

1ـ توقیفی بودن ترتیب سوره‌ها.

2ـ اجتهادی بودن ترتیب سوره‌ها

3ـ قول به تفصیل كه چینش عمده سور را توقیفی می‌داند و اجتهاد و نظر صحابه را تنها در تنظیم چند سوره، دخیل معرفی می‌كند.

طرفداران هر یك از این سه نظریه، در اثبات اعتقاد خویش به نقض و ابرامهای گوناگون پرداخته‌اند تا مدعای خویش را به كرسی بنشانند . دلایلی كه درباره هر كدام از نظرات بالا ارائه شده است، سخت محتاج بررسی است كه در اینجا مختصراً به بحث و گفتگو گذاشته می‌شود.

دلایل توقیفی بودن ترتیب سوره ها

1ـ نخستین دلیلی كه معتقدان به توقیفی بودن ترتیب سوره‌ها بر سخن خود اقامه كرده‌اند، مسأله قرائت، ختم و تدریس قرآن در روزگار رسول خدا(ص) است. آنان می‌گویند نظر به اینكه قرائت ، ختم و آموزش قرآن خواه ناخواه از جایی آغاز می‌شد و به نقطه‌ای پایان می‌یافت، ناچار باید حكم نمود كه در آن زمان ابتدا و انتهای مشخصی برای قرآن وجود داشته كه طبعاً به صلاحدید حضرت رسول (ص) صورت گرفته است [3] . بنابراین اعتقاد،‌« جابجایی سوره‌ها، نظم قرآن را تباه می‌سازد [4] ».

مطالبی كه در مقدمات این دلیل به چشم می‌خورد، هیچ ارتباطی با نتیجه استنباط شده ـ كه اثبات مدعاست ـ ندارد . قرائت و آموزش قران در دوره زندگانی حضرت رسول (ص) قاعدتاً به همان كیفیتی بوده كه در اعصار واپسین، مراعات شده است. گاه ممكن است در امر آموزش و قرائت، یك یا چند سوره مد نظر واقع شوند و بقیه فروگذار گردند. درباره ختم قرآن نیز باید توجه داشت كه در دوران حیات پیامبر (ص)، همواره انتظار نزول وحی می‌رفت و بنابراین نمی‌توان ختم قرآن را جز به معنی تلاوت سور‌هایی قلمداد كرد كه تا آن موقع تشكل لازم را یافته بودند.

راستی بی معنا نیست كه صحابه‌ای در سال 5 هجرت قرآن را ختم كرده باشد و ما آن را تلاوت سراسر قرآن بخوانیم ؟! قرآنی كه در آن هنگام هنوز بخشایی از آن فرود نیامده بود، تا چه رسد به این كه جایگاه یكایك سوره‌های آن در مصحف، مشخص شده باشد. علاوه بر این گفتنی است كه در هیچ یك از نقلهای موجود، از ترتیب قرائت در حضور روسل خدا(ص) خبری نیست تا احیاناً بتواند به عنوان دلیل بر توقیفی بودن چینش سوره‌ها اخذ شود.

2ـ باز به نظر همین گروه از معتقدان ، برای اثبات توقیفی بودن ترتیب سوره‌ها می‌توان به عرضه قرآن از سوی پیامبر(ص) بر جبرائیل استناد كرد كه همه ساله یك بار و در سال حجة الوداع دوبار انجام گرفت [5]

عرضه قرآن از جمله مسائلی است كه بارها دراحادیث مطرح شده [6] اما در ضمن آنها هیچ جا از ترتیب عرضه و لزوم پایبندی به آن، سخنی به میان نیامده است تا مسلمانان به پیروی از آن مأمور گردند. به نظر می‌رسد حتی اگر پیامبر (ص) در عرضه خود ترتیب ویژه‌ای را مراعات می‌كرد، مادام كه حكمی در این مورد صادر نشده بود ، باز تبعیت از ترتیب مورد نظر ضروری و واجب نبود؛ چه اساساً به نظر می‌رسد هیچ جنبه‌ای از جنبه‌های اعجاز قرآن به نوع نظم حاكم بر سوره‌ها وابستگی ندارد.

3ـ « از جمله دلایلی كه بر توقیفی بودن ترتیب سوره‌ها وجود دارد حالت خاصی است كه بر چینش سوره‌ها حاكم است : توالی « حوامیم » و سوره‌هایی كه با « الر» شروع می‌شوند، جدایی میان « مسبحات» ، قرار گرفتن سوره « طس» میان دو سوره طسم شعراء « طسم القصص» و همچنین فاصله شدن سوره « المطففین» در بین دو سوره « الانفطار» و «الانشقاق»  (حاكی از این وضعیت خاص است9. اگر ترتیب سوره‌ای قرآن به خاطر وجود حكمتی، توقیفی نبود، بی‌گمان می‌بایست « مسبحات » پشت سر هم می‌آمدند ، «طس» پس از «قصص» ذكر می‌شد و « مطففین » قبل از « انفظار» یا بعد از « انشقاق » قرار می‌گرفت و میان سوره‌های دارنده « الر» نیز فاصله می‌افتاد [7] ».

خلاصه اینكه عدم وجود ملاك مشخص در ترتیب موجود، نشان می‌دهد كه این ترتیب ، توقیفی است نه اجتهادی.

اما این كجا و اثبات توقیف در تنظیم سوره‌ها كجا! زیرا با اندك تأملی روشن می‌گردد كه هیچ گونه تلازم منطقی میان مقدمه و نتیجه سخن وجود ندارد.

سیوطی،‌پس از بیان این به اصطلاح دلیل، مسأله اختلاف مصاحف ابی بن كعب و ابن مسعود را كه در تضاد با رای خود می‌بیند، چنین پاسخ می‌دهد:

» بسیار اتفاق می‌افتاد كه در قرآن، نسخ، دامنگیر شكل، سور و آیات آن می‌گشت. بر این اساس، دور از واقع نخواهد بود كه گفته شود: ترتیب مصحف عثمانی بر طبق توقیفی قرار دارد كه سرانجام در آخرین عرضه قرآن بر جبرائیل ، تثبیت شده است. با وجود این، خبر آخرین نسخ ( كه این بار شكل و ترتیب قرآن را در برگرفته بود) به اطلاع أبی و ابن مسعود نرسید [8] ».

از این رو مصاحف آنان بر ترتیبی كه قبل از وقوع نسخ بود بر جای ماند.

در پاسخ باید گفت با توجه به امتناع وقوع نسخ تلاوت و عدم اشتمال نسخ بر ترتیب سوره‌ها، وجه بطلان سخن سیوطی معلوم است. ولی حتی بر فرض پذیرش توجیه جلال‌الدین در این باره، باز جای سؤال باقی خواهد بود كه : ترتیب مصحف امام علی (ع) را چگونه باید پاسخ گفت ؟! او پس از رحلت پیامبر (ص) و به وقوع پیوستن همه نسخها، به جمع‌اوری قرآن و تنظیم سوره‌ها مبادرت ورزید و قطعاً به هر نوع نسخی كه دامن قرآن را گرفته بود آگاهی نام داشت. با این حال، ترتیب مصحف ایشان با مصحف عثمانی تفاوت بسیار دارد. [9] »

جالب اینجاست كه سیوطی در « الاتقان » قدری بعد از بیان استدلالی مشابه آنچه در اینجا از « تناسق الدرر» به نقل آمده است، می‌نویسد:

« آنچه آدمی در قبول آن رغبت بیشتری از خود نشان می‌دهد ، عقیده‌ای است كه بیهقی بر آن رفته است،‌مبنی بر این كه ترتیب همه سوره‌هاا ، توقیفی است مگر برائت وانفال [10] .»

و این چنین نهایتاً قول به تفصیل را می‌پذیرد .

4ـ زركشی كه در « البرهان » موضعی مردد بین انكار و اثبات توقیف در ترتیب سور از خود بروز می‌دهد، پس از محتمل دانستن اجتهادی بودن ترتیب آنها [11] ، از اسبابی كه به اعتقاد وی دال بر توقیفی بودن چینش سورند ، چنین سخن می‌گوید:

« برای ترتیب موجود سوره‌ها در قرآن كریم،‌ملاكهایی وجود دارد كه نمایشگر توقیف در ترتیب آنها از سوی شخصی حكیم است: گاهی بر اساس حروف ، پشت سر هم قرار گرفته‌اند چنانكه در « حوامیم» می‌بینیم و گاه بنابر موافقت معنایی اول یك سوره با پایان سوره قبل، مانند آخر حمد و اول بقره و زمانی نیز به علت عماهنگی در وزن و ترنم، مانند آخر« تبت » و اول « اخلاص» و سرانجام گاهی بر اساس وجود شباهت كلی مطالب دو سوره پی در پی مانند «والضحی» و « الم نشرح » [12] .

زركشی بر خلاف سیوطی ، معتقد است كه تنظیم سوره‌ها بر پایه ملاكها و معیارهایی صورت گرفته است كه با دقت در وجه تناسب آنها ، فهمیدنی است. این چگونگی مجموعاً می‌فهماند كه ترتیب كنونی مصحف، از جانب وحی بوده و دستی از افراد بشر در آن دخالتی نداشته است.

به نظر می‌رسد ملاكها و مناسبتهای یاد شده، بیشتر ساختگی و خیالی‌اند تا واقعی و عینی . اگر این شیوه استدلال، قابل قبول باشد ، میان هر دو سوره‌ای از قرآن كه تصادفاً كنار هم گذاشته شوند، معیارهایی كما بیش از همین دست را در وجه قرار گرفتن آنها پهلوی هم می‌توان ادعا نمود.

مسذله اجتهاد یا توقیف درترتیب سوره‌ها،‌موضوعی ادبی و شعری نیست كه رد یا اثبات آن تنها با دستمایه‌ای از خیال و سخن‌پردازی. ممكن جلوه كند؛ بلكه مسأله‌ای نقلی است كه باید از شواهد تاریخی برای ثابت كردن مدعا، بهره جست.

شایان ذكر است كه حتی بر فرض پذیرش سخن زركشی و در نتیجه قائل شدن به اینكه در پشت نظم حاكم بر چینش سوره‌ها ، معیارهایی حكیمانه نهفته است كه بی‌هیچ تكلفی می‌توان آنها را شناخت، از كجا معلوم می‌گردد كه رعایت چنان موازینی را پیامبر (ص) مد نظر گرفته است ؟! شاید كسانی از صحابه، گرد هم نشسته و چگونگی ترتیب آنها را به شور نهاده‌اند و پس از تأملاتی در این باره، سرانجام بر نظمی اینگونه اتفاق كرده‌اند.

5ـ یكی دیگر از ادله‌ای كه در این زمینه عرضه شده، حدیثی است به نقل از ابی بن كعب از حضرت رسول (ص) كه در آن از سوره‌های قرآن با ترتیب كنونی نام برده است. در این روایت، یكایك سوره‌ها از آغاز تا انجام ذكر شده و ثواب قرائت هر یك معین گشته است. [13] می‌گویند كه بنابر حدیث ابی، نام بردن همگی سوره‌ها بر طبق ترتیب فعلی از سوی پیامبر (ص) ، به روشنی می‌فهماند كه قرآن كریم قبل از رحلت ، برترتیب فعلی و طبعاً با اشارات وحی، منظم گشته است.

لازم به ذكر است كه حدیث پژوهان در صحت این روایت، تشكیك‌هایی جدی وارد ساخته و بدین ترتیب آن را از اعتبار ساقط كرده‌اند. البته در منابع رجالی از ابی بن كعب به عنوان راوی ممدوح و موثقی یاد شده است [14] ، اما در اینجا برخی راویان دیگر كه در زنجیره سند واقع شده‌اند،‌آن را از حجیت و اعتبار انداخته‌اند [15] . با توجه به اینكه حدیث ثواب قرائت سوره‌ا ، تنها از ابی منشأ گرفته است، بدین جهت دور از صحت نحواهد بود كه گفته شود: این حدیث ، خبر واحدی است ضعیف كه به هیچ روی نمی‌تواند مدعا را ثابت كند.

به علاوه نظم خاصی كه بر مصحف ابی بن كعب چیره بوده است، یكی دیگر از نشانه‌هایی تواند بود كه بر عدم اعتبار حدیث فوق دلالت دارد . سوره‌های مریم، حج و شعراء كه در مصحف عثمانی بعد از سوره یوسف ردیف شده‌اند، در مصحف ابی، بر آن مقدم افتاد بود. همچنین باید اضافه كرد كه هر چند مصحف ابی چون مصاحف موجود، با « حمد» آغاز می‌گشته و با « معوذتین» خاتمه می‌یافته، اما مشتمل بر « حفد» و « خلع» به عنوان دو سروه جداگانه بوده است [16] .

بنابراین اگر حدیث ثواب قرائت سوره‌ها دارای اساس درستی بود، آیا نمی‌بایست ابی بن كعب در مصحف خویش ترتیبی را مراعات می‌نمود كه در حدیث رسول‌الله(ص) مذكور آمده بود؟!

6ـ باز ازجمله دلایلی كه در این باب ارائه شده، حدیث زیبدن ثابت است كه از « تألیف » قرآن در حضور رسول خدا(ص) سخن گفته است [17] . دراین حدیث می‌خوانیم :

« كنا عند رسول الله نولف القرآن من الرقاع [18] »

می‌گویند: از آنجا كه معنی « تألیف» عبارت است از :

« جمع اجزای پراكنده و ترتیب آنها به شكلی كه هر جزء درجای حقیقی خود قرار گیرد [19] ».

بنابراین منظور زید، گزارش واقعیتی بوده است كه از جریان چگونگی تنظیم آیات و سور پرده بر می‌دارد.

دكتر صبحی صالح ، بدون ارائه هیچ گونه شاهدی بر سخن یاد شده، در نظر خود نتیجه می‌گیرد كه سخن زید بدین معناست .

لازم به یادآوری است كه در این روایت، از تكرار و استمرار عمل گردآوری و تألیف سخن رفته است:« كنانؤلف» حاكی از استمرار كار تألیف در زمان گذشته است. از این رو ناچار باید به ماجرای تنظیم آیات وحیانی كه هر از گاهی تجدید می‌شده و نیازمند شكل‌گیری در قالب سوره‌ها بوده است، اشعار داشته باشد . طی بیست و سه سال بعثت، در دفعاتی مكرر بر حضرت رسول (ص) وحی می‌امد و او مأمور می‌شد تا به ضبط دقیق آنها همت گمارد. بر این اساس، نویسندگان وحی را بانگ می‌داد كه به نگارش آیات در سیستم سوره‌ها بپردازند. این كار،‌با نظرات كامل حضرت رسول(ص) انجام می‌شد، اما تنظیم نهایی سوره‌ها وقتی درست می‌نمود كه سراسر پاره‌های قرآن فرود آمده بود و ضرورتی در این كار مشاهده می‌شد . آن وقت هم دیگر به استمرار عمل تنظیم، چندان حاجتی نبود، بلكه با یكی دو نوبت، جایگاه هر یك از سوره‌ها مشخص می‌گشت!

مطلبی كه به روشنی و بی‌هیچ تكلفی از سخن زید برداشت می‌شود،‌واقعیت توقیف آیات در بستر سوره‌هاس كه در دوران زندگانی پیامبر اكرم(ص)‌و با نظارت و اشراف ایشان صورت گرفته است و در آن تردیدی نیست.

طرفداران نظریه توقیفی بودن ترتیب سوره‌ا برای اثبات مدعای خویش، دلیل‌های دیگری نیز اقامه كرده‌اند كه زا حیث اهمیت از دلایل قبلی كم‌بهاتر می‌نماید . در این بین از دلایلی چون: وجود تناسب و ارتباط كامل میان سوره‌ها ،‌یكسانی نسخه‌های كهن قرآن و نظم و ترتیب شگفت‌انگیز قرآن [20] می‌توان نام برد كه پیشتر اشاراتی قوی برای رد و ابطال آنها از نظر گذشت و دیگر از تفصیل بیشتر موضوع ، چشم‌پوشی می‌كنیم.

گفتنی است برخی از محققان پارا از این هم فراتر نهاده و مسأله توقیف راحتی به نامهای سوره‌ها نیز سرایت داده‌اند [21] ، حال آنكه :

« بسیاری از این نامها در عصر پیغمبر اكرم (ص) در اثر كثرت استعمال تعین پیدا كرده و هیچ گونه جنبه توقیف شرعی ندارند [22] ».

گاهی تسمیه سوره‌ها بنابر اسمی صورت گرفته كه در آغاز همان سوره آمده است، چنانكه در سوره‌های قلم، الرحمن و …. قابل ملاحظه است. گاهی این نامگذاری‌ها با توجه به موضوعاتی است كه در ضمن سور مورد بحث قرار گرفته است،‌مانند سوره‌های بقره، آل عمران، اسراء، توحید و بر هیمن اساس در قرآنهای قدیمی ،‌بسیار دیده می‌شود كه در سر سوره نوشته‌اند:

« سورة تذكر فیها البقرة و « سورة‌یذكر فیها آل عمران » . گاه نیز جمله نخست سوره را معرف آن قرار می‌دهند ،‌مانند سوره « اقرا باسم ربك » ، سوره « اناانزلنا» و سوره « لم یكن » و نظایر اینها .

سرانجام زمانی هم با وصفی كه سوره دارد به معرفی آن می‌پردازند، چنان كه به سوره « حمد»، « فاتحه الكتاب» نیز گفته می شود.

به شهادت اخبار و آثاری كه در دست است این شیوه در صدر اسلام نیز دائر بوده و حتی عناوین سوره‌های «بقره»، « آل عمران»، «هود» و « واقعه » در اخبار نوبی زیادی به چشم می‌خورد [23] .

دلایل تفصیل در ترتیب سوره‌ها:

1ـ عده‌ای از پژوهندگان تاریخ قرآن،‌برای اثبات تفصیل در ترتیب سوره‌ها به حدیث « أعطیت مكان التوراة السبع الطول و اعطیت مكان الزبور المئین و اعطیت مكان الانجیل المثانی و فضلت بالمفصل [24] . استناد جسته‌اند . صورت استدلال آنان بدین قرار است: از آنجا كه پیغمبر (ص) اسامی این بخشها را تعیین فرموده‌اند، خودبخود روشن می‌شود كه در دوران حیات ایشان، دست كم این بخشها مرتب بوده است، بدین جهت ترتیب آنها توقیفی و غیر قابل تغییر است.

حال برای روشن شدن چگونگی موضعی كه در قبال این روایت باید اتخاذ كرد، توجه به نكات چندی را ضروری می‌دانیم: اولاً نه در این حدیث و نه جای دیگر، از لازم‌الاجرا بودن ترتیب سوره‌های قرآن سخنی در میان نیست و اصلاً حدیث فوق در پی تقسیم‌بندی قرآن نبوده است بلكه اساساً سخن از انواع سوره‌های كوتاه و بلندی است كه بر ایشان فرود آمده است و خود مأمور به تبلیغ آنهاست، نه اینكه سوره‌ها حتماً بنابر ترتیبی كه در حدیث فوق آمده است، كنار هم نهاده شود و اتباع از آن واجب و ضروری باشد . ثانیاً درهمه موارد نامبرده، حد و مرز مشخص و تعریف شده‌ای وجود ندارد و گاه آمیختگی در میان آنها مشهود است. البته محدوده « سبع طوال» با اندك تسامحی، مشخص و پذیرفته است [25] .

2ـ دسته دیگری از همین معتقدان تصریح كرده‌اند كه :

« قرآن كریم در عهد نبوی تماماً به همین ترتیب كنونی مرتب بوده است مگر برائت و انفال [26] ».

این نظریه مورد قبول بیهقی و گروه دیگری از صاحب‌نظران قرار دارد. ابن عطیه در این باره می‌گوید:

« ترتیب قسمتهای زیادی از قرآن در حیات رسول‌الله (ص) مشخص بوده است، مانند سبع طوال، حوامیم و مفصلات، اما چه بسا كه تنظیم دیگر سوره‌ها به امتهای بعدی واگذار شده باشد. [27] ».

ابو جعفر بن زبیر معتقد است:

« بنابر گواهی آثار و اخبار، سوره‌هایی كه ترتیبشان توقیفی است، تعدادشان بیش از آن است كه ابن عطیه گفته است . بنابراین تعداد كمی از سوره‌های قرآن می‌مانند كه در توقیفی یا اجتهای بودن ترتیبشان اختلاف هست [28] ».

قطع نظر از این كه این گروه هیچ ضابطه معینی بدست نمی‌دهند كه چه قسمتهایی بنابر « توقیف» مرتب شده است و چه بخشهایی طبق اجتهاد صحابه، باید دانست كه احتمالاً مستند ننوشته‌ای ، آنگاه آنها را جزو « سبع طوال» ردیف كرده‌ای »؟

عثمان هم در پاسخ می‌گوید:

« پس از نزول هر پاره از قرآن كریم، پیغمبر (ص) كاتبان وحی را فرا می‌خواند تا آیات نازله را در مدینه نازل شده بود و سوره برائت از آخرین سوره‌های نازله در آنجا. موضوعات و داستان نزول این دو سوره به هم شباهت داشتند از این رو به گمانم رسید كه این دو سوره باهم یكی باشند . رسول خدا(ص) نیز رحلت فرمود و در این مورد چیزی نگفت . از این جهت، من آن دو را كنار هم قرار دادم و میانشان « بسمله» ننوشتم [29] ».

در این خصوص باید دانست كه برخی پژوهندگان برای این حدیث، اصالتی قائل نیستند و آن را جعلی و ساختگی می‌دانند. دكتر صبحی صالح در این باره می‌نویسد:

« سلسله سند این روایت در همه طرق آن به « یزید فارسی» می‌رسد و اوست كه از ابن عباس نقل می‌كند . این شخص (یزید فارسی) را بخاری در ردیف راویان ضعیف نام می‌برد. آنگاه، چگونه می‌توان از چنین كسی خبری را پذیرفت كه در نقل آن منفرد است [30] ».

راجع به عقیده تفصیل از اینها هم كه بگذریم ، باز این سؤالات مطرح است كه : توقیفی بودن ترتیب بعضی سوره‌ها بر اساس چه عللی است كه عدم لحاظ آنها در ترتیب بعضی دیگر، اشكالی ایجاد نمی‌كند؟ ضابطه تمییز اینها از هم چیست؟ حتی اگر بتوان تقریر پیامبر اكرم(ص) را در ترتیب برخی سور موثر دانست ، آیا این تقریر می‌تواند نشانگر لزوم پایبندی به ترتیب فعلی سوره‌ها باشد [31] ؟!

اجتهادی بودن ترتیب سوره‌ها

در مقابل نظریه‌های توقیف و تفصیل در ترتیب سوز:

« نظر و رأی اكثر عالمان ، اجتهاد در ترتیب سوره‌هاست [32] ».

« در ترتیب سور، توقیفی از جانب پیغمبر (ص)‌وجود نداشته بلكه رأی صحابه به سوره ها چنین نظمی بخشیده است [33] ».

با عنایت به عدم كفایت دلایل مطروحه در باب توقیف و تفصیل در تنظیم سور، طرفداران اجتهادی بودن ترتیب سوره‌ها، نظریه خویش را به دلایل روشنی متكی دانسته‌اند كه توجه به آنها راهگشا به نظر می‌رسد. این ادله اجمالاً به قرار زیر است:

1ـ قاطع‌ترین دلیلی كه در این عرصه به چشم می‌خورد، اختلاف مصاحف نخستین در ترتیب سوره‌هاست [34] . این اختلاف، در سطح مصاحف علی بن ابی‌طالب (ع)، عبدالله بن مسعود، ابی بن كعب، ابن عباس و امام ابوعبدالله صادق(ع) قابل رؤیت است [35] . بی‌گمان اگر از جانب رسول گرامی (ص) درباره چگونگی ترتیب سور توقیفی وجود داشت، مصاحف این بزرگا، جز بر نظمی همساز با ترتیب وحیانی، مرتب نمی‌گشت.

در انكار این دلیل ممكن است گفته شود كه این قبیل بزرگان پیش از آگاهی یافتن از وجود توقیف در خصوص ترتیب سور، به مرتب كردن تنظیم مصاحف خود دست زده‌اند [36] . و بر این اساس اجتهادی بودن ترتیب از درجه اعتبار ساقط است.

در پاسخ باید گفت: اینان ـ بجز امام صادق(ع) ـ از بزرگترین یاران پیامبر (ص) بوده و برخی از آنان از ملازمت با آن حضرت (ص) نیز سود جسته‌اند. با این حال، چطور ممكن است از این موضوع آگاهی نیابند؟! كه اگر صحت داشت، قاعدتاً خبر آن در هر سو می‌پیچید . خبر توقیف، به اصحاب هم كه نمی‌رسید! بی‌شك به دوران صحابه و تابعان گزارش می‌شد تا جعفربن محمد الصادق (ع) از آن اطلاع یابد و مصحف خود را چنان منظم كند كه باید!

2ـ انتساب جمع فعلی به عثمان، كه در تاریخ و روایت از شهرت قابل تأملی برخوردار است، خود نشانه‌ای است كه اجتهادی بودن ترتیب سوره‌‌ها را تأیید می‌كند. ابن كثیر می‌گوید:

« ترتیب سوره‌های قرآن كریم از امیرالمومنین، عثمان بن عفان است [37] ».

3ـ علاوه براینها،‌مسائلی همچون عدم هماهنگی ترتیب كنونی سوره‌ها با ترتیب نزول آنها [38] و نیز وارد نشدن دستوری از جانب شرع مقدس مبنی بر عدم جواز ترتیبی غیر از ترتیب فعلی، می‌تواند به عنوان علائمی برآورد شود كه به اجتهادی بودن ترتیب سور حكم می‌كند.

اكنون با توجه به آنچه در اینجا گذشت،‌تردیدی نمی‌ماند كه مصحف فعلی در زمانی متأخر از روزگار نزول و بویژه در عهد خلیفه سوم مرتب شده و نوع قرار گرفتن سور در مصحف ، هیچ جنبه توقیف شرعی نداشته است.

منبع :

پژوهشی در نظم قرآن


[1] برای نمونه ر.ك به : قرآن در اسلام، ص 150 .

[2] عبدالجلیل ، تاریخ ادبیات عرب ،‌ترجمه : آذرتاش آذرنوش ( انتشارات امیركبیر ـ تهران ـ 1363 هـ . ش) ص 86.

[3] الاتقان فی علوم القرآن، ج 1ص 61.

[4] البرهان فی علوم القرآن، ج 1ص 329.

[5] جلال الدین السیوطی، تناسق الدررفیتناسب السور، دراسة‌و تحقیق: عبدالقادر احمد عطا، (دارالكتب العمیه ـ بیروت ـ 1406 هـ . ق) ص 57.

[6] برای نمونه ر.ك به: الاتقان فی علوم قرآن ج 1 ص 62 و بحوث فی تاریخ القرآن و علومه، ص 88 و پژوهشی در تاریخ قرآن،‌ص 88.

[7] تناسق الدرروفی تناسب السور، ص 60.

[8] همان مأخذ و صفحه.

[9] ر.ك به: محمد بن یعقوب الكلینی الرازی، اصول كافی،ترجمه و شرح : سید هاشم رسولی ( انتشارات علمیه اسلامیه ـ تهران ـ بدون تاریخ ) ج 4، ص 444.

[10] الاتقان فی علوم القرآن ،‌ج 1 ص 63.

[11] البرهان فی علوم القرآن، ج 1، ص 328.

[12] همان مأخذ و جلد، ص 329.

[13] تفسیر نوین، ص 20 مقدمه .

[14] ر.ك به: مولی عنایة‌الله القهبائی، مجمع الرجال( موسسه مطبوعاتی اسماعلیان ـ قم ـ بدون تاریخ ) ج 1 ص 83 و نیز، محمد تقی النستری، قاموس الرجال(موسسه النشر اسلامی ـ قم ـ 1410 هـ . ق) ج 1، ص 352 و نیز،‌ابوالقاسم الخوبی، معجم رجال الحدیث(دارالازهراء ـ بیروت ـ 1409 هـ . ق) ج 1، ص 364 و 365 و نیز: محمد بن علی الاردبیلی، جامع الرواة و ازاحة الشبهات عن الطرق و الاسناد (شركت چاپ رنگین ـ ؟ ـ 1334 هـ ق). ج 1 ص 39.

[15] ر.ك به: البیان فی تفسیر القرآن، ص 28 و 29 به نقل از : تفسیر الفرطبی، ج 1، ص 78 و 79.

[16] ر.ك به: الزنجانی، تاریخ القرآن ص 88 و التمهید فی علوم القرآن ج 1، ص 264.

[17] صحبی صالح، مباحث فی علوم القرآن ( انتشارات الشریف الرضی ـ قم ـ 1368 هـ . ش) ص 70.

[18] الاتقان فی علوم القرآن، ج 1 ص 57.

[19] المفردات فی غریب القرآن، ص 21.

[20] ر.ك به: تفسیر نوین، ص 20 و 21 مقدمه.

[21] پژوهشی در تاریخ قرآن كریم،‌ص 98.

[22] قرآن در اسلام،‌ص 188.

[23] ر.ك به : همان مأخذ ، ص 187 و 188.

[24] البرهان فی علوم القرآن ج 1 ص 326.

[25] در تعیین هفتمین عضو مجموعه « سبع طوال» ، این اختلاف به چشم می‌خورد كه آیا این عضو، « انفال » است یا « برائت» یا هر دو،‌چون میانشان« بسمله» ای فاصله نشده است.

[26] مناهل العرفان فی علوم القرآن ج 1 ص 352.

[27] مناهل العرفان فی علوم القرآن ج 1 ص 356 و 357 و مباحث فی علوم القرآن، ص 72.

[28] مناهل العرفان فی علوم القرآن ، ج 1 ص 357.

[29] جلال الدین السیوطی، التحبیر فی علم التفسیر (دارالكتب العلمیه ـ بیروت ـ 1408 هـ . ق ) ص 173 و 174 .

[30] مباحث فی علوم القرآن، ص 72 و 73.

[31] محمد رضا المظفر در كتاب « اصول الفقه» درباره دلالت تقریر چنین می‌نویسد: « التقریر... فلاشك فی انه یكون ظاهراً فی كون الفعل جائزاً فیما إذا كان محتمل الحرمة » : ( محمد رضا المظفر، اصول الفقه  ـ نشر دانش اسلامی ـ تهران ـ 1405 هـ . ق ـ ج 2، ص 62) كه متعلق تقریر را امری معرفی می‌كند كه احتمال حرمت در آن برود، ولی آیا هیچ حرمتی در نوع ترتیب گرفتن سوره‌ها در مصحف متصور است؟!

[32] الاتقان فی علوم القرآن، ج 1 ص 62.

[33] مناهل العرفان فی علوم القرآن ج 1 ص 353.

[34] حقائق هامة حول القرآن ، ج 1 ص 62.

[35] داود العطار، موجز علوم القرآن (موسسة الاعلمی للمطبوعات ـ بیروت ـ 1399 هـ . ق) ص 176.

[36] مناهل العرفان فی علوم القرآن، ج 1 ص 353.

[37] موجز علوم القرآن، ص 175.

[38] قرآن در اسلام، ص 150.




طبقه بندی: توقیف یا اجتهاد در ترتیب سوره‌ها،