تبلیغات
قرآنی - باطن قرآن
تاریخ : دوشنبه 14 شهریور 1390 | 11:08 قبل از ظهر | نویسنده : موسی منصوری

باطن قرآن

آیت اللّه محمد هادى معرفت

یـكـى از مـبـاحثى كه از قدیم مطرح بوده است , این است كه چند درصد آیات قرآن كریم , آیات الاحكام است .
اولین عالمانى كه تفسیر موضوعى نوشته اند كسانى هستند كه در رابطه با آیات الاحكام رساله یا كتاب نوشته اند زیرا این بحث , نوعى تفسیر موضوعى است .
آنـچه اكنون مطرح است , این است كه در حدود پانصد آیه , آیات الاحكام را تشكیل مى دهد یعنى حدود یك دوازدهم آیات قرآن كریم , زیرا قرآن داراى شش هزار و دویست و سى و شش آیه است .
لـكن این بیان از جنبه اى ممكن است درست باشد ولى با توجه به واقعیت امر, صحیح نیست زیرا آنـان كـه آیـات الاحـكـام را در ایـن حدود تصور كرده اند, تنها به آیاتى توجه داشته اند كه صریحا متعرض احكام و تكالیف شده است مثل : (اقیموا الصلوه و آتوا الزكاه ), (احل اللّه البیع و حرم الربا) و امـثـال ایـنها.
در حالى كه به اعتقاد این جانب احكام شامل تمامى دستورات شرع , نسبت به روش زنـدگى انسان مى شود و اساسا قرآن , تمامى آیاتش , دستور العمل است و شیوه زندگى انسان را بـیان مى كند, حتى آنجا كه قصه نقل مى كند.
لذا قصه ها را بریده بریده و تنها قطعه هایى از آنها را نقل مى كند كه جنبه پند و موعظه و دستور زندگى دارد و مربوط به زندگى فعلى انسان است .
قـرآن كـتاب تاریخ نیست , زیرا تاریخ , حكایت مردگان است و قرآن حكایت زندگان است و تمام قـرآن دسـتـورالعمل و احكام الهى براى زندگى انسان است .
منتهى نحوه استفاده و نظر به آیات قـرآن فـرق مـى كـند.
اگر به نظر سطحى نگاه كنیم , به اینكه نقل تاریخ كرده و یا مربوط به یك حـادثـه اسـت و خـیال كنیم یك نسخه اى است براى درمان موقت و به همین قانع باشیم , در این صـورت آیات الاحكام محدود مى شود ولكن باید نگاه به آیات قرآن عوض شود و خصوصیات را الغا كـنـیـم و ببینیم هدف آیات قرآن چیست و دنبال آن هدف برویم كه این بطن قرآن است و اساسا ظهر و بطن به این معناست .
ظهر یعنى آنچه به نظر سطحى و بر اساس تعبیر ظاهرى قرآن و ترجمه تحت اللفظى كلمات و با ملاحظه شان نزول ها از آیات فهمیده مى شود.
بـطـن یعنى معنایى و راى ظهر قرآن كه یك معناى گسترده تر و قابل دوام و همیشگى و جاوید است .
لذا پیامبر اكرم (ص ) مى فرماید: (ما فى القرآن آیه الاولها ظهر و بطن ).
مـعـنـاى این كلام پیامبر این است كه تمامى آیات قرآن ظاهرى دارد و یك هدفى در پشت پرده ظاهر, و جاویدان بودن قرآن نیز به همان معناى باطنى قرآن است .
امـام بـاقر(ع ) مى فرماید: ... لو ان الایه اذا نزلت فى قوم ثم مات اولئك القوم ماتت الایه , لما بقى من القرآن شى و لكن القرآن یجرى اوله على آخره , مادامت السماوات والارض ... اگر آیه اى كه در باره قومى نازل شده است با مردن آن قوم از بین برود, دیگر از قرآن چیزى باقى نمى ماند, در صورتى كه قرآن همیشه زنده و جاویدان است و مانند ستاره و ماه و خورشید جریان دارد.
آرى قـرآن همیشه قابل تطبیق است و باید از محتواى آیات یك معناى كلى , همگانى , گسترده , بـه گـسـتـردگـى زمـان و به پهناى جهان استفاده كرد وبااین دید قرآن را مطالعه كرد و مورد بـهره بردارى قرار داد.
از این نقطه نظر تمامى آیات قرآن , آیات الاحكام است , زیرا همه اش دستور زندگى انسان است و بر صاحبان اندیشه است كه با دقت نظر و با یك دیدى تازه به قرآن بنگرند و موشكافى كنند و ظرافت هاى باطنى قرآن را بدست آورند.
روش ائمه (ع ) در تفسیر آیات اسـاسـا ائمه (ع ) در تفسیر قرآن كریم , نقش كلیدى دارند و اگر آیه اى را تفسیر كردند, در صدد آمـوزش روش تـفـسـیـر بودند و مواردى را به عنوان نمونه تفسیر كردند.
زیرا امامان معصوم (ع ) نـیـامـدنـد از اول تـا آخـر قرآن را تفسیر كنند, بلكه با تفسیر بعضى آیات , روش تفسیر را آموزش داده انـد.
و ایـنـكـه به اخباریها نسبت مى دهند كه مى گویند هرآیه اى را كه معصوم تفسیر نكرده بـاشـد مـا نمى فهمیم , این یك دروغ محض است زیرا ما نسبت به تمام آیات قرآن , تفسیر ماثور از مـعصومین (ع ) نداریم بلكه نسبت به برخى از آیات , آنهم نسبت به بعضى كلمات یا جمله ها و غالبا آیـه را بـه صورتكامل تفسیر نكرده اند.
و چون نقش كلیدى داشتند و در صدد بیان روش بوده اند, تمام آیات را تفسیر نكرده اند.
مـثلا امام صادق (ع ) از یك آیه با الغا خصوصیت یك معناى عام را استفاده مى كند.
این یك روش است , از باب نمونه آیه خمس , سال سوم هجرى در جنگ بدر نازل شد و در سوره انفال هم هست : (و اعلموا انما غنمتم من شى فان للّه خمسه و للرسول ولذى القربى ) (انفال 8/41).
این آیه به مسلمانان دستور مى دهد كه خمس غنایم جنگ بدر, مربوط به امام و ذى القربى است .
مفسرین آمده اند این را توسعه داده اند و گفتند اختصاص به جنگ بدر ندارد و غنایم همه جنگ ها را شامل مى شود ولى امام صادق (ع ) مى فرماید: این ان از حروف مشبهه بالفعل است و حرف تاكید است و ما موصوله است .
غنم هم در لغت عرب یعنى ربح و ربح یعنى كل سود و فایده , لذا حضرت از ایـن ایـه الغا خصوصیت كرده اند به اینكه : الخمس فى كل فائده یستفید الانسان و فى كل ربح یربحه الانسان .
مى بینیم حضرت بدون هیچ گونه تكلفى با الغا خصوصیت این را بیان كرده است و آیه تمامى ارباح مكاسب را شامل شده است .
مقصود ما از بطن قرآن هم , همین است و ما این روش را از امام صادق (ع ) یاد گرفتیم و در سایر آیات هم مانند آیه انفاق و... جارى كردیم .
در آیه انفاق مى فرماید: (و انفقوا فى سبیل اللّه ولا تلقوا بایدیكم الى التهلكه ) (بقره /2/195) از ایـن آیـه استفاده مى شود كه بودجه جنگى را باید مسلمانان تهیه كنند و مفسران این آیه را در بـاره جـنگ و جهاد تفسیر كرده اند و انفقوا فى سبیل اللّه یعنى فى سبیل الجهاد ولا تلقوا بایدیكم الى التهلكه یعنى اگر چنانچه خوددارى بكنید و اسلام شكست بخورد خودتان را به هلاكت دچار كردید.
حـالا ما آمدیم گفتیم این (سبیل اللّه ) كه اطلاق بر جهاد شده است , به این جهت است كه جهاد در آن وقت مایه تثبیت پایه هاى حكومت اسلامى بوده است .
پس سبیل اللّه یعنى راه خدا.
راه تثبیت پایه هاى حكومت اسلامى , آن زمان چه چیز تثبیت كننده پایه هاى حكومت بود.
جنگ , و مردم باید تـامـیـن كننده بودجه آن باشند و اكنون حكومت اسلامى در ابعاد گوناگون اعم از بعد نظامى , سـیاسى , صنعت , تجارت و فرهنگ باید نیرومند باشد زیرا در هریك از ابعاد یاد شده اگر حكومت اسلامى ضعیف باشد شكست مى خورد و این نیرومندى را تنها مال تامین مى كند زیرا مال خودش نـیـرویـى است كه قابل تبدیل به هر نیرویى خواهد بود و به تعبیر عربى این گونه است كه : المال طاقه یمكنك تبدیلها باى طاقه شئت .
در هـریك از ابعاد كه حكومت اسلامى بخواهد قوى و نیرومند باشد باید بودجه كافى داشته باشد تا بتواند امكانات لازم را براى تقویت بنیه هاى گوناگون و لازم حكومت به دست آورد.
این بودجه را كى باید تامین كند.
مردم (وانفقوا فى سبیل اللّه ).
ما در اینجا همان روشى را كه امام صادق (ع ) در آیه خمس به كار گرفتند, بكار بردیم و روى این جهت و به عنوان حكم اولیه , وجوب پرداخت مالیات را اثبات كردیم .
یعنى بر مردم واجب است كه بودجه مورد نیاز دولت را تامین كنند تا دولت بتواند در تمامى ابعاد نیرومند باشد و الا اگر دولت ضـعـیـف بـاشـد زیانش به خود مردم مى رسد.
(ولا تلقوا بایدیكم الى التهلكه ).
زیرا اگر مردم در پـرداخـت مـالیات كوتاهى كنند به خودشان ضرر رساندند و تضعیف دولت در واقع تضعیف خود مردم است .
از آنـچـه به اختصار بیان شد نقش كلیدى ائمه در تفسیر قرآن تا حدودى روشن گردید البته ما بـایـد بسیار بااحتیاط این روش را بكار بگیریم زیرا كلام الهى است و خداى نخواسته نباید تحمیل نـظـریـه و راى بر قرآن باشد.
و با این دید اگر انسان به آیات قرآن توجه كند, همان طور كه امیر مـومـنـان عـلـى (ع ) فرمودند: ان القرآن ظاهره انیق و باطنه عمیق لا تفنى عجائبه ولا تنقضى غرائبه .
ترجمه : ظاهر قرآن زیبا و دل انگیز است و باطن آن ژرف و عمیق , عجایب آن پایان ندارد و غرایب آن تمام نمى شود.
یـعـنـى هیچ یك از ظرایف و نكات قرآن پایان پذیر نیست .
هرچه در قرآن عنایت و دقت بیشترى شود, مطالب ظریف تر و دقیق تر از آن استفاده مى شود.
امید آنكه با توفیق الهى ما نیز بتوانیم این نكات و ظرایف را از قرآن كریم استفاده كنیم .




طبقه بندی: باطن قرآن،