تبلیغات
قرآنی - جامعیت قرآن كریم نسبت به علوم و معارف الهی و بشری
تاریخ : پنجشنبه 17 شهریور 1390 | 09:26 قبل از ظهر | نویسنده : موسی منصوری

جامعیت قرآن كریم نسبت به علوم و معارف الهی و بشری (2)

در ادامه اقتراح پیشین درباره «جامعیت قرآن كریم» این شماره را به پاسخ حضرت آیت الله سید حسن مرعشی شوشتری زینت می‏بخشیم با سپاسمندی از ایشان تأكید می‏كنیم كه صفحات مجله برای پاسخ به این اقتراح در شماره‏های دیگر نیز گشوده است.

سؤال ـ آیا قرآن كریم نسبت به علوم و موضوعات الهی و بشری جامعیت و كلیت دارد؟ و آیا پاسخگوی همه آن مسایل است؟ در صورت مثبت بودن جواب، مكانیزم استخراج پاسخ سؤالات از ظواهر قرآن و سنت چیست؟

آیت الله سید حسن مرعشی شوشتری ـ بحث جامعیت قرآن كریم نسبت به علوم و موضوعات الهی و بشری، همیشه در بین مسلمانان و احیانا در بین افراد غیر مسلمان مطرح بوده است، و همانطوریكه از آیات و روایاتی كه در این مورد نازل شده به دست می‏آید، قرآن كتابی است كامل و جامع كه می‏تواند كلیه نیازهای بشری را مرتفع سازد ولی باید مقصود از جامعیت قرآن مورد بحث قرار گیرد كه آیا مقصود از آن، این است كه قرآن شامل تمام علوم انسانی و تجربی می‏شود و كلیه اصول و قواعد این علوم در قرآن هست.

در پاسخ به این سؤال باید گفت قرآن، هر چند كه در میان كتب آسمانی از ویژگی خاصی برخوردار است و می‏تواند نوری برای انسانها باشد تا آنان را هدایت كند و از گمراهی برهاند، اما مقصود از آن این نیست كه در قرآن كلیه اصول و قواعد علوم وجود دارد؛ مثلاً اگر كسی كتابی را در طب تألیف كند و بگوید كتاب من كتابی است جامع و كلیه مسائل را دربردارد، مقصود از آن این نیست كه در كتاب طب مسائل فیزیك هم هست و اگر چنین ادعایی كند نه تنها غلط است بلكه بی‏معنی و نامعقول هم خواهد بود. بنابراین وقتی می‏بینیم خداوند پیامبری را به رسالت برمی‏گزیند و بر او كتابی نازل می‏سازد به هیچ وجه نمی‏خواهد بوسیله آن پیامبر و كتابش به مردم درس فیزیك و شیمی بدهد و یا علوم ریاضی بیاموزد و یا طب و داروسازی یاد دهد و اگر بخواهد چنین مطالبی را یاد دهد در واقع از مقاصد اصلی خود باز مانده است با این ترتیب اگر ما بخواهیم درباره جامعیت قرآن بحث كنیم لازم است ببینیم خداوند، پیامبران را برای چه هدفهایی به رسالت برگزیده است. وقتی این مسأله را مورد بررسی قرار می‏دهیم، می‏یابیم كه قرآن مجید اهداف پیامبران را به وضوح بیان كرده و می‏فرماید:

«هو الذی بعث فی الامیین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب و الحكمة»1

و یا می‏فرماید:

«انا ارسلناك شاهدا و مبشرا و نذیرا و داعیا الی الله باذنه و سراجا منیرا»2

و همچنین اهداف خود را در ضمن داستانهای پیامبران گذشته توضیح می‏دهد. و زندگانی ملتهای گذشته را كه از خدا بدور بودند و بت‏ها و خورشید و ماه و سنگ و چوب و خرما را عبادت می‏كردند، بیان می‏فرماید تا عبرتی برای دیگران شده و راه راست و درستی را پیشه خود سازند. و اگر در قرآن مجید احیانا مسائلی در ارتباط با خلقت عالم و انسان و درختان و گیاهان و حركت ستارگان و سایر امور طبیعی مشاهده می‏گردد نیز در راستای همین اهداف است و می‏خواهد با تأكید تمام و فراوان انسان‏ها را بیدار كرده و بسوی خدا هدایت كند لذا وقتی در سوره الرحمن درباره خلقت انسان و آموختن زبان به او، حركت حساب شده و دقیق خورشید و ماه، رفعت آسمان و وضع زمین، خلقت دریاها و حكمت‏هایی كه در آنها وجود دارد و كشتی‏هایی كه در دریا حركت می‏كنند می‏پردازد و راه رسیدن به اقطار آسمانها و زمین را گوشزد می‏كند و به او می‏فهماند كه با سلطان علم و دانش می‏تواند به آن قله‏های رفیع و برج‏های عالی برسد، هدف خود را كه حركت به سوی خود باشد در ضمن آیات متعدی به طور مكرر بیان می‏كند و می‏فرماید «فبای الآء ربكما تكذبان». و یا مثلاً وقتی در سوره ملك می‏فرماید:

«الذی خلق الموت و الحیوة لیبلوكم ایكم احسن عملا و هو العزیز الغفور، الذی خلق سبع سماوات طباقا ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر هل تری من فطور»3

می‏خواهد با این آیات و سایر آیاتی كه پس از آن ذكر شده‏اند بشریت را از كفر ورزیدن به خدا باز دارد و آنها را از عذاب آخرت بترساند و هر كس با دقت در آیات قرآن بنگرد در تك تك آن آیات به این حقیقت و واقعیت بسیار روشن واقف می‏گردد، و تردیدی پیدا نخواهد كرد كه قرآن در خلال آگاهی دادن انسانها به اسرار خلقت می‏خواهد آنان را به سوی خدا هدایت كند و بر این اساس می‏فرماید:

«ذلك الكتاب لا ریب فیه هدی للمتقین»4

و یا می‏فرماید:

«كتاب انزلناه الیك لتخرج الناس من الظلمات الی النور»5

پس اگر در قرآن آیاتی در باره كیهان شناسی، انسان شناسی و سایر مسایل علمی مشاهده می‏گردد در راستای اهدافی می‏باشند كه قرآن آنها را دنبال می‏كند، و دلایلی بر اثبات اعجاز قرآن نیز می‏باشند تا بتواند از این رهگذر ارتباط خود و آورنده خود را با مبدأ آفرینش (جلت عظمته) اثبات كند.

آری در راستای این اهداف در قرآن مجید اسراری وجود دارد كه همه انسانها نمی‏توانند به آنها دست یابند بلكه نیاز به راهنمایی افرادی برتر و بالاتر دارند تا از مشكاة علم و دانش آنان به آن اسرار دست یابند.

مولای متقیان علی علیه‏السلام در نهج البلاغه درباره قرآن می‏فرماید:

«فالله الله ایها الناس فیما استحفظكم من كتابه و استودعكم من حقوقه فان الله لم یخلقكم عبثا و لم یترككم سدی و لم یدعكم فی جهالة و لا عمی. قد سمّی آثاركم، و علم اعمالكم و كتب آجالكم. و انزل علیكم الكتاب تبیانا لكل شی‏ء و عمر فیكم نبیه ازمانا حتی اكمل له و لكم فیما انزل من كتابه دینه الذی رضی لنفسه و انهی الیكم ـ علی لسانه ـ محابه من الاعمال و مكارهه و نواهیه و اوامره فالقی الیكم المعذره و اتخذ علیكم الحجة، و قدم الیكم بالوعید و انذركم بین یدی عذاب شدید»6

و از این سخنان به خوبی استفاده می‏شود كه غرض از نزول قرآن تكمیل دین بوده و در حدی كه لازم بوده برای شناخت دین آیاتی را در قرآن نازل كرده و حجت را بر مردم تمام كرده است

فیض كاشانی در كتاب علم الیقین از بعضی علماء نقل می‏كند كه سور و آیات قرآن در شش نوع منحصر می‏گردند.

سه نوع از آنها اصول و مهمات هستند:

یكی از آنها تعریف مدعو الیه است (شناساندن خدا به مردم) و آن مشتمل است بر معرفت ذات حق و معرفت صفات حق و معرفت افعال حق.

و نظر به اینكه معرفت ذات خدا دشوارتر از سایر معارف است و فكر كمتر می‏تواند به آن راه یابد در قرآن مجید فقط تلویحات و اشاراتی آمده است كه بیشتر آنها به ذكر تقدیس مطلق خداوند برمی‏گردند مانند آیه شریفه:

«لیس كمثله شی‏ء»7 و یا مانند سوره اخلاص و یا آنكه به تعظیم مطلق الهی برمی‏گردند مانند آیه شریفه «سبحانه و تعالی عما یصفون، بدیع السموات و الارض»8

و اما صفات الهی: پس نظر به اینكه مجال در آنها گسترده‏تر و منطقه سخن در آنها وسیع‏تر است آیاتی كه مشتمل بر ذكر صفات می‏باشند بیشتر هستند، مانند آیاتی كه مشتمل بر ذكر علم، قدرت، حیات، حكمت، كلام، سمع، بصر و غیر اینها می‏باشند.

و اما افعال حق: پس آنها دریایی هستند كه اطراف آن وسیع و استقصاء قلمرو آنها غیر ممكن است بلكه در جهان هستی جز ذات باری تعالی و افعال او چیز دیگری وجود ندارد و ما سوای حق، فقط فعل او است.

ولیكن قرآن مشتمل بر یك سلسله افعال جلی است و یا به تعبیر دیگر مشتمل بر افعال حق است كه در عالم حس و شهادت وجود دارند مانند ذكر آسمانها، ستارگان، زمین، كوهها، دریاها، حیوان، گیاه، فرستادن آب گوارا از آسمان و سایر اسباب حیات گیاه كه اینها همه برای حس آشكار بوده ولیكن اشرف افعال و اعجب آنها و بهترین دلیل بر عظمت صانع آنها، افعالی هستند كه با حس دیده نمی‏شوند بلكه از عالم ملكوت می‏باشند و در قرآن مجید تنها اشارات و رمزهایی از آنها وجود دارد زیرا ادراك بیشتر مردم از فهم آن افعال قاصر است. و این نوع با تمام اقسامش قلب قرآن و لب قرآن و سرّ آن می‏باشد.

نوع دوم آیاتی هستند كه راه سلوك به سوی حق را به ما نشان می‏دهند و این آیات مشتمل هستند بر اموری كه موجب اقبال و توجه به حضرت حق و اعراض از غیر او می‏باشند كه همه آنها به توحید و یا كلمه اخلاص برگشت می‏كنند و در این زمینه می‏فرماید:

«واذكرو الله ذكرا كثیرا»9 «و لا تلهكم اموالكم و لا اولادكم عن ذكر الله»10 «و تبتل الیه تبتیلا»11 و «قد افلح من زكاها و قد خاب من دساها»12 و «قد افلح من تزكی، و ذكر اسم ربه فصلی»13 و مانند اینها كه در قرآن بسیارند.

نوع سوم در مقام شناساندن حال واصلین الی الله می‏باشد و این دسته از آیات مشتمل بر ذكر نعمتهایی هستند كه واصلان به خدا به لقای آنها رسیده و در بهشت موعود آرمیده‏اند و یا برعكس مشتمل بر ذكر عذاب و شكنجه‏هایی هستند كه محجوبین به آنها گرفتار شده‏اند و در دوزخ مسكن گزیده‏اند و یا مشتمل بر مقدمات حالات آنان می‏باشند مانند آیات مربوط به حشر و نشر و حساب و میزان و صراط كه حدود یك سوم قرآن را تشكیل می‏دهند.

و سه نوع دیگر از آیات قرآن توابع و متممات هستند كه

بعضی از آنها حالات محبین و دوستداران اطاعت و لطائف صنع الهی را در حق آنان بیان می‏دارند. مانند داستانهای پیامبران، اولیاء و فرشتگان و یا برعكس حالات متمردان از اطاعت و فرمانبرداری خدا را توضیح می‏دهند.

و فایده این دسته از آیات، ترغیب و ترهیب و تنبیه و اعتبار دیگران می‏باشد و در این آیات اسرار و رموز و اشاراتی است كه نیاز به تفكر و تدبر دارند.

و بعضی دیگر آیاتی هستند كه حالات منكرین و رسواییها و اباطیل آنها را بیان می‏دارند.

و پاره‏ای دیگر، منازل و راههایی را كه انسان باید بپیماید و خود را آماده سفر به آنها سازد بیان می‏دارند.14

به هر حال قرآن با هر بیان، هدف خود را كه رسیدن به خدا است، دنبال می‏كند و آن را به طور صریح و آشكار و یا رمز و اشاره به ما می‏فهماند و آنها را گوشهای شنوا و چشمهای بیناو دلهای آگاه درك می‏كنند.

و در قرآن اسراری است كه خدا و پیامبر و جانشینان آنان، آنها را درك می‏كنند.

كلینی در كتاب كافی از امام صادق علیه‏السلام نقل می‏كند كه آن حضرت فرمودند:

«خداوند عزیز جبار قرآن را برای شما فرستاد و آن صادق و راستگویی است كه خبرهای شما و اخبار گذشتگان و آیندگان شما را در آن آورده و اخبار آسمان و زمین را در آن نقل كرده است و اگر كسی نزد شما بیاید و شما را به آنها خبر دهد تعجب خواهید كرد».15

و در خبر دیگری آورده است كه خداوند در قرآن، حكم هر چیزی را بیان داشته و به خدا سوگند هر چیزی را كه بندگان به آن احتیاج داشته‏اند در قرآن آورده است.16

و همچنین در روایت دیگری می‏فرماید:

«هیچ امری نیست كه دو نفر در آن اختلاف داشته باشند مگر آن كه حكم آن در قرآن آمده است ولیكن عقول رجال به آنها نمی‏رسد».17

و از این گونه روایات استفاده می‏شود كه قرآن دارای دو دسته آیات است؛ یك دسته آیاتی هستند كه فهم آنها برای همگی امكان پذیر است و دسته دیگر آیاتی هستند كه فهم آنها برای همه امكان پذیر نیست، بلكه كسانی می‏توانند آنها را بفهمند كه خداوند متعال به آنها بینش دیگری در درون آنها قرار داده كه می‏توانند با آن بینش باطنی اسراری را كه در آن دسته از آیات وجود دارد، بفهمند و وجود این آیات منافات با آن ندارد كه قرآن نور است و اگر نور است، پس باید فهم آن برای همه مردم ممكن باشد، زیرا نور بودن قرآن یك مسأله است و بینش‏های مردم مسأله دیگری است، بنابراین اگر عده‏ای از مردم نتوانسته باشند اسرار یك دسته از آیات را درك نمایند قصور از طرف خود آنان می‏باشد، نه آنكه قرآن نور نیست، پس كسانی كه قادر به در ك و فهم اسرار مذكور نیستند مانند كسانی می‏مانند كه در روز روشن خورشید را نمی‏بینند.

برای روشن شدن این حقیقت توجه شما را به داستانی كه مرحوم آیة الله العظمی سید محسن حكیم در حقائق الاصول در این مبحث كه قرآن دارای هفت بطن یا هفتاد بطن است آورده و آن داستان این است كه می‏فرمایند بعضی از اعاظم (دام تاییده) یك روزی با جماعتی از علماء و اعیان از جمله سید اسماعیل صدر (رحمه الله) و حاج میرزا حسین نوری صاحب مستدرك و سید حسن صدر (دام ظله) وارد گردید و آخوند آیه شریفه: «واعلموا ان فیكم رسول الله» را تلاوت كرد و جمله «حبب الیكم الایمان» را تفسیر فرمودند و پس از بیان طولانی وقتی آن را توضیح دادند همه حاضران آن را معنایی واضح و روشن دانسته و بسیار تعجب كردند كه چگونه به آن معنی توجه نكرده‏اند و روز دوم نیز به همین منوال آن جمله را اما به نحو دیگر تفسیر كرد و حاضرین این تفسیر را نیز تفسیری روشن و واضح دانسته و تعجب كردند كه چگونه خود نتوانسته‏اند این تفسیر را با این همه وضوح درك نمایند و روز سوم نیز تفسیر دیگری از جمله مذكور نمودند وبالاخره قریب به سی روز همین جمله را تفسیر و هر روز معنای جدیدی از آن بیان می‏داشتند و همه آن را روشن و واضح دانسته و بسیار تعجب می‏كردند كه چرا نتوانسته‏اند خود آن را بفهمند و در آخر می‏نویسد: «و قد نقل الثقات لهذا المفسر كرامات»18

و به هر حال فهم آیات قرآن در اثر حجابهای درونی برای بسیاری از مردم امكان پذیر نیست ما از خداوند متعال می‏خواهیم كه به ما قلبی آگاه مرحمت فرماید تا بتوانیم با كلام خداوند آشنایی بیشتری پیدا نمائیم.


1 ـ سوره جمعه / 2.

2 ـ سوره احزاب / 45 و 46.

3 ـ سوره ملك / 3 و 4.

4 ـ سوره بقره / 2.

5 ـ ابراهیم / 1.

6 ـ نهج البلاغه، خ 86. «پس ای مردم! خدا را! خدا را! بیائید و در آنچه از كتاب خود شما را نگاهبان كرده و حقوقی كه نزد شما به ودیعت سپرده، وظیفه امانت را رعایت نمایید. كه خدای سبحان شما را بیهوده نیافریده و رها نگذاشته و در نادانی و كوریتان نداشته چه به شما گفته است چه بایدتان كرد.

7 ـ سوره شوری / 10.

8 ـ سوره انعام / 101 و 102.

9 ـ سوره احزاب / 41.

10 ـ سوره منافقون / 9.

11 ـ سوره مزمل / 8.

12 ـ سوره شمس / 9 - 8.

13 ـ سوره اعلی / 14.

14 ـ علم الیقین، فیض كاشانی، ج 1، صص 561 - 558.

15 ـ كافی، كتاب فضل القرآن، ج 2، ص 438؛ «قال ابو عبدالله علیه‏السلام : ان العزیز الجبار انزل علیكم كتابه و هو الصادق البار، فیه خبركم و خبر من قبلكم و خبر من بعدكم و خبر السماء و الارض و لو اتاكم من یخبركم عن ذلك لتعجبتم».

16 ـ كافی، كتاب فضل العلم، باب الرد الی الكتاب و السنة؛ «ان الله تعالی انزل فی القرآن تبیان كل شی‏ء حتی والله ما ترك الله شیئا یحتاج الیه العباد...».

17 ـ كافی، همان؛ «ما من امر یختلف فیه اثنان الاّ و له اصل فی كتاب الله، و لكن لا تبلغه عقول الرجال».

18 ـ حقائق الاصول، ج 1، صص 96 - 95.




طبقه بندی: جامعیت قرآن كریم نسبت به علوم و معارف الهی و بشری،