تبلیغات
قرآنی - حجیت ظواهر قرآن
تاریخ : سه شنبه 15 شهریور 1390 | 10:12 قبل از ظهر | نویسنده : موسی منصوری

حجیت ظواهر قرآن

در قرن سیزدهم , پژوهش هاى علوم قرآنى بسى نحیف و بى برگ و بار اسـت , بـه ویـژه در نـیـمـه اول آن . از جـمله موضوعاتى كه در این قرن توجه عالمان را به خود معطوف داشته است مساله ءحجیت و عـدم حـجـیـت ظـواهر قـرآن كـریـم اسـت كـه از جـمـلـه پى آمدهاى ظهور و بروز و سیطره ء فـكرى اخباریان ظواهر آیـات الـهى را حجت نمى دانستند اما اینكه از این جمله چه چیزى را مراد كـرده انـد چـنـدان روشـن نـیـسـت .
عـلامـه وحـیـد بـهبهانى (ره ) به صراحت مى نویسد: الاخبـاریـون : مـنـعوا عنها حجیه القرآن مـطـلقا.اما تدبر در كلمات اخباریان نشان مـى دهد كـه مـنـع حـجـیـت دربـاور آنـها بـه ایـن اطلاق و گـسـتـردگـى نـیـسـت .
بـه هـرحال , این دیدگاه , در میان اصولیان عكس العمـلـى آفـریـد كـه برحجیت ظواهر كتاب تـاكـید كنند و در اثبات این دیدگاه رساله هایـى رقـم بزنند و از آن پس این بحث وارد بحث هاى علوم قرآنى شـد و بـه ویـژه در مـیـان انـدیـشـوران شـیـعى دامـن بـگـسـتـرد.
فـقـیـه , اصـولـى و مـحـقـق بـزرگ , عـلامـه مـحـمـد بـاقر بن محمد اكمل , معروف بـه وحید بهبهانى (م1206 ق ), از جمله كسانى است كه در این زمینـه قـلـم زده است , او رساله اى پرداختـه اسـت بـا عـنـوان حـجـیـه ظواهر الـكـتـاب .عـلامه شیخ آقا بزرگ تهرانى آغاز و انجام آن را نشان داده و نسـخـه اى وحید بهبهانى , از فقیهان , اصولیان و عالمان بلـنـد آوازه ء شـیـعى اسـت .و به سال 1117ق در اصفهان دیده به جهان گشـوده و در همـان دیـار, بـالـیـده اسـت .
فـراگـیـرى دانـش را در محضر پدر در اصفهان آغاز كرده و براى تعمیـق و تعمیم آن به آستانه ء مولى على1 راه سپرده است , از اسـتـادان بـزرگ آن دیار بهره گرفته و به جایگاه بلندى در فقه و فقاهت و دانش و ثـقـافـت دسـت یـافـتـه اسـت .وى سپس در بهبهان رحل اقامت افكند و سالها در آن وحید بهبـهانـى , پس از نود سال درنگ در ایـن دنـیـا و تلاش عظیم در جهت تدوین و تالـیـف و تربیت شاگردان بسیار و احیاء تفكر عظیم اصولى و حركت عقلى در حوزه هاى شـیـعى , بـه سـال 1205ق زنـدگـى را بـدرود گـفـت .در هـمـیـن راه اسـت نـگـاشته هاى دیگرى با عنوان یاد شده و یا عنـاویـن همگون كه عـلامـه شـیـخ آقـا بـزرگ تـهرانـى از آنـها یـاد كـرده اسـت .
این بحث , به گونه اى به تحریف و عدم تحریف كتاب الهى نیـز پیـونـد مى خورد, یعنى از جمله مـسـتندات آنان مى تواند, باورشان به تحریف كـتـاب الهى ب براین نكته از جمله محدث مشهور سـیـد نـعمت اللّه جـزائـرى اشـاره كرده است , بدین سان اصولیان در این بحث از جمله به عدم تحریـف كـتـاب الـهى پرداخـتـه و تـحـریـف نـاپذیـرى قـرآن را ثـابـت كـرده انـد.چنین است كتاب حجیه ظواهر الكتاب و عدم تحریفه نگاشته ء سید محمـد على بن سید كاظم بـن سـیـد محسن مقدس اعرجى كاظمـى (م1246 ق ) كـه شـیـخ ‌آقـا بـزرگ (ره ) آن را دیـده و جـایـگـاه نـسـخـه ء آن را نـشـان داده اسـت .در ایـن قـرن بـایـد یاد كنیم از كتابى مهم , به خامه ء محمد بن احـمـد اسكندرانى ( م1306) با عـنـوان كـشـف الاسـرار النورانیه القرآنیه فـیـمـا یتعلق بالاجرام السماویه والارضیه والحیوانات والـنـبـاتـات والـجـواهر الـمـعدنـیـه .
ایـن كـتـاب گـو اینكه تفسیر است , تفسیرى موضوعى كه به انگیزه ء تفسیـر آیات مرتبط با اجرام آسـمانى , زمینى و خلقت حیوانات و چگـونـگـى خـلـق گیـاهان و شـگـفـتـى هاى آنـها و نـیـز گـوهرهاى كـانـى نـوشـتـه اسـت .
امـا بـه واقـع دیـدگـاه عـلـوم قـرآنـى در آن مـنـطوى اسـت. او در مـقـدمـه مى گوید: هنگامى كه در ارتش دمشـق بـه خـدمـت طبـابـت اشتغال داشتم , از حـقـایـق عـلمى بسیارى , از پزشكان مسیحى و یهودى سئـوال مى كردند, در اینكه پاسخ آن را از تورات و انجیل بیابند درمى ماندنـد و از اینكه درباره ء پرسش از معادن و سنگهاى معدنى و جوابى بیابنـد بـاز مـى مـانـدنـد.بـه هـرح بـدیـن سـان اسـكـندرانى با این پیش فرض كه همه ء حقایق از جمـلـه مسایل مرتبط با كـان شـنـاسى , چگونگى حیوانات و نبـاتـات را مـى تـوان در قـرآن یـافـت , ایـن كـتـاب را رقـم زده اسـت .
بـه مثل آیه ء ومن آیاته ان خلقـكـم مـن تـراب (روم , 30/20) را مـطرح مى كند و در پرتوى تفاسیر آن , بسیارى اسكندرانى در اسكندریه به دنـیـا آمـد و در همـان دیـار بـالـیـد و دانـش آمـوخـت .او در نیروى دریایى مصر تا سال 1256 خدمت كرد و آنگاه به دمشق رفت و در آنـجـا سـرپرسـتـى پزشـكـان ارتـش را بـه عـهده گـرفـت .
او بـه جـز ایـن كـتـاب آثـار دیـگـرى نـیـز رقـم زده اسـت .اسـكـنـدرانـى , بـه سـال 1306 در دمـشـق زنـدگـى را بـدرود گـفـت .در این قرن على بن عمر بن احمد ناجى مـیـهى شـافـعى (م1024 ق ), كتابى پرداخته است با عـنوان هدایه الصبیان لفهم بعض مشاكـل الـقـرآن , كه ارجوزه اى است درباره متشابهات قرآنى و مـحمد حداد بن علـى بـن خـلـف مسالكى آن را شرح كرده است , با عنوان ارشاد الاخوان لهدایه الـصـبــیــان در این قرن عالم جلیل سید محمد حسن موسوى اصفهانى (م1263 ق ), رسـالـه اى پرداخته است كوتاه درباره اعجاز قرآن , با عنوان رساله وجیزه عزیزه فى اعجاز القرآن المجید, وى در سـفرى كه به تهران مى رود, از چگونگى مانند ناپذیرى قرآن از او سئوال مى شود براساس آنچه در مـقـد وى جـوابـى كـوتــاه و سپس جوابى دراز دامن مى نگارد و بدین سان این رساله سامـان مـى یـابـد.
ابـتـدا از وجـوه اعـجـاز سخن مى گوید وسپس تاكید مى كند كه مـهم تـریـن و شامل ترین وجه اعـجـاز, اعـجـاز بلاغى و بیانى آن است , و آنگاه ایـن وجـه از اعجاز قرآن را به اختصار و سپس به تفصیل بى سید محمد حسن اصـفـهانـى (م1207 ) از عالمان و فقیهان قرن سیزدهم است كه در اصفـهان بـه دنـیـا آمـده و در همـان دیـار بـالـیـده و دانـش آمـوخـتـه اسـت .وى بـا بـهـره گیرى از محضر عالمانى چون حاجـى كـربـاسـى و آقـا سـیـد صدرالدین عاملى و دیگر استادان حوزه اصفهان , به اجتهاد دست یافته است .
وى به سال 1245 به تهران رفـتـه و روزگـارى از عـالـمـان آن دیـار استفاده كرده است و آنگاه بـراى فـراگیرى گسترده تر دانش و استـفـاده از محضر عالمان حوزه كهنسال نجف , به عتبات عـالـیات روى آورده و در مـسـیـر راه , در كرمانشاه مدتى درنگ كرده و از محضر آقا محمد على بـهـبـهـانى , عا مصطفى بن حنفى , شافعى مصرى (م1280 ), در این قـرن كـتـابـى پرداخـت در تـبـیـیـن و تـوضـیـح واژه هاى دشواریاب قرآن كریم , با عنوان رساله فى تفسیـر غریب القرآن , او واژه هاى كتاب را براساس حروف تنظیم كـرده و تـوضـیـح داده اسـت .كتاب ذهبى در مصر, به سال 1282, به گونه سنگى به چاپ رسیده اسـت .ذهـبـى از فـقـیـهـان , مفسران و عالمان مصر است كه در دانـش هاى دیـگـر اسـلامـى نـیـز دسـتـى داشـتـه اسـت .
وى كـتـاب هایـى در فـقـه و دیـگـر عـلـوم اسـلامـى رقـم زده اسـت . سـیـد بركات بن یوسف هورینى ,در این قـرن كـتـابـى نـوشـتـه اسـت ,بـا عنوان الجوهر الفرید فى رسم القرآن المجید, او نگارش این كتـاب را بـه سـال 128هـ بـه پایـان بـرده اسـت .در این قرن كتاب مبادئ التفسیر محمد بن مصطفى خضـرى (م1287 ), یـاد كردنى است كه در آن از چگونگى تفسیر پذیرى قرآن كریم و مقدمات تفسیـر سـخـن رفـتـه اسـت .
او مـنـظومـه اى نـیـز سـروده اسـت دربـاره مـتـشـابـهات قـرآن .كـتـاب خـضـرى نـخـست بار در مصر به سال 1321 نشر یافته است و سـپس در دمـشـق بـه گـونـه افـسـت , بـه سـال 1404 مـنـتـشـر شـده اسـت .خـضـرى از ادبـیان , مفسران , فقیهان مصر است كه در دمیـاط دیـده بـه جهان گشوده و در الازهـر دانـش آمـوخته است , سپس به دیارش برگشـتـه و بـه تالیف و تدریس همت گماشته و آثارى در موضوعات مختلـف اسـلامـى از خـود بـرجـاى نـهاده اسـت .
مـحـمـد مـعـاویه بن محمود تونسى حنفى تركـى (م1294 ), دربـاره ء حـروف مقطعه و راز و رمـزهـاى آنـها در قرآن كریم كتابى نوشته است , با عـنـوان نزهه الفكر فى اسرار فواتح السور او از عالمان و فاضلان تـونـسـى اسـت .مـحمد صادق هندى از فاضلان دیار هند (م1290 ) كتابى نگاشت با عنوان كنوز الطاف البرهان فى رموز اوقاف القرآن كه به سال 1290 نشـر یـافـت .مـحـمـد شـریـف بـن عبداللّه باقى , كوتاهى رومى تفسیرهایى را فهرست كرد با عنوان مفتاح التفاسیر الجمیله و مصباح الیات الجلیله الفرقانـیـه كه راهنمایى است , به جایگاه آیات تفسیر شده در تـفـسـیـر بـیـضـاوى انـوار التنزیل و حاشیه آن معروف به حاشیه شیخ زاده كه هر دو به سال اكنـون یاد كنیم از میرزا محمد بن سلیمان تنكابنى (م1302 ), معروف به صاحب قصص العلماء كه در ایـن قـرن آثـارى در عـلـوم قـرآن رقــم زده اسـت , از جـمـلـه مقدمه ء تفسیر وى با عـنـوان تـوشـیـح الـتـفـسـیـر یـاد كـردنـى اسـت .
ایـن كـتـاب در دو بـاب سـامـان یـافـتـه اسـت .باب اول در مقدمات و مباد او خود درباره این كتاب نوشـتـه اسـت : تـفسیر, پس مرا در آن چند تالیف است , اول كتاب توشیح التفسیر والى الن دو مجلدنوشته ام ,جلد اول درقـواعـد تـفـسـیـراستو مشتمل است برقواعدعلم تفسیر همچنان كه فقهاءتاسیس قـاعـده مـى نـمـایـنـد واز آن پس بـراو مـسـایـل تفریع مـى نـمـایـنـدوهمـچـنـیـن فـقـیـر بـمـرور از اخــبــار مــاثـور مولف در ضمن بحث اعجاز از توشیح التفسیر, از یكى دیگر از آثارش در عـلـوم قـرآنـى یـاد مـى كـنـد.
بـا عنوان الفوائد كه براساس توضیحى كه خود داده است , منظومه اى است در اعـجـاز قـرآن كـه خـود آن را شـرح كـرده اسـت .مـیـرزا مـحـمـد بن سلیمان تنكابنى , از عالمان , ادبـیـان , شـاعـران و فقیهان قرن سیزدهم هـجـرى اسـت , مـرحـوم مـدرسـى تبریزى درباره وى نوشته اند: فقیه , اصولى , ادیب , شاعر ماهر, مـعـقولى , منقولى , متفـنـن و از تـلامـذه صاحب ضوابط و بعضى اكابر دیگر بوده است و تالیفات متنوعه بسیـار دارد.وى بـه تـفـصیل از زندگانى و آثار خود در كتاب مشهورش قصص العلمـاء سـخـن گـفـتـه اسـت .تنكابنى , به سال 1302 در سلیمان آبـاد زنـدگـى را بـدرود گـفـت . در این قرن , صدیق بن حسن القنوجى (م1307 ) یاد كردنى اسـت كـه در تـفـسـیـر و عـلـوم قـرآنـى آثـارى ارجـمـنـد رقـم زده اسـت .
از جمله آثار اوست افاده الشیوخ بمقدار الناسخ والمنسوخ و الاكسیـر فى اصول التفسیر افزون بـرایـنـهـا وى بخش عظیمى از كتاب ارجمـنـد خـود ابجد العلوم الوشى صدیق خان قنوجى , در بانس بریلـى33 دیـده بـه جـهان گشود و در روزهاى آغازین زندگى , مادرش او را به قنـوج بـرد, در شـش سـالـگـى پدرش را از دسـت داد.
دانـش انـدوزى را در قنوج آغاز كرد و براى ادامه تحصیل , به فرخ ‌آبـاد رفت , آنگاه به مراكز علمى دیگرى رخت بركشید و از م قنوجى در موضوعات مختلف اسلامى قلم زده است , در تفسیر, فقه و حدیث آثـارى خـوانـدنـى و سـودمـنـد سـامـان داده اسـت .
تفسیر وى با عنوان فتح البیان فى مقاصد القرآن از جملـه تـفـاسـیـر ارجـمـنـد ایـن قـرن اسـت .قـنـوجى گرایش هاى سلفى گرى داشته و از جریان فكرى وهابى گـرى حـمـایـت مـى كـرده و در آن راه مـى كـوشـیـده اسـت .زنـدگـانـى قـنـوجـى پرفـراز و فـرود اسـت .او از جـمـلـه مفسران و فقیهانى است كه با حكومت نیز در آمـیـخـتـه و سالها به مسند حكومت تكیه زد.




طبقه بندی: حجیت ظواهر قرآن،